ابراهيم عاملي ( موثق )
58
تفسير عاملي ( فارسي )
اگر مرده باشم و ساليان بر خاك من گذشته و او مرا آواز دهد ، يا جوابش دهم يا بومى از گور من او را جواب دهد ، تا آواز و گفت او بر زمين نيفتد . و لو انّ ليلى الاخيليّة سلَّمت علىّ و دونى جندل و صفائح لسلَّمت تسليم البشاشة اوزقا اليها صدى من جانب القبر صائح اين بيتها توبة بن الحمير راست ، گويند : از اتّفاقات عرب يكى آن بود كه اين توبة كه گوينده ى اين بيتها است فرمان يافت و او را دفن كردند و مدّتى بر اين برآمد يك روز شوهر ليلى اخيليّة با ليلى از جانبى مىآمدند بسر گور توبة بن الحمير برسيدند اين مرد را آن بيتها ياد آمد ، ليلى را گفت : بحقّ من بر تو كه به روى توبة بن الحمير را سلام كنى تا دروغ او پيدا شود در آنكه گفته : لسلَّمت تسليم البشاشة تا آخر ، ليلى گفت : رها كن ، شاعرى از سر سوداى خود چيزى بگفت آن را حقيقتى نباشد ، بر او سخت گرفت و سوگند داد ، ليلى اشتر پيش راند و آواز داد ، گفت : السّلام عليك يا توبة بن - الحمير ، اتّفاق چنان افتاد كه در گور شكافى بود ، و در آن شكاف كوفى آشيانه كرده چون آواز ليلى اخيليّة بشنود از آنجا بپريد و آوازى كرد ، و شتر ليلى از آواز و پرواز آن مرغ برميد و ليلى را بيفكند و در جاى بمرد و گور او را همانجاى در پهلوى گور او بنهادند ، و رسول عليه السّلام گفت : شرك در امّت من پوشيده تر است از رفتن مورچه ى خرد در شب سياه بر سنگ نرم ، و كمينه ى او آن است كه مرد كسى را دوست دارد بر ظلمى يا دشمنش دارد بر عدلى ، و دين نيست الَّا دوستى و دشمنى آنگه اين آيه برخواند « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه » تا آخر . كشف الأسرار : ابتداى اين آيت به زبان اهل طريقت ، بجمع و تفرقت بازميگردد * ( ( تُحِبُّونَ اللَّه ) ) * تفرقت است * ( ( يُحْبِبْكُمُ اللَّه ) ) * جمع است * ( ( تُحِبُّونَ اللَّه ) ) * خدمت شريعت است * ( ( يُحْبِبْكُمُ اللَّه ) ) * كرامت حقيقت ، خدمت از بنده بخداى برشود و اليه الاشارة بقوله ( إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ ) كرامت از خداى ببنده فرود آيد ، و هو قوله ( وَرَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ ) هرچه از بنده شود ، تفرقت است بفرض معلوم ، بپراكندگى موصول ، هر چه از خداى آيد جمع است ، پاك باشد بىغرض آزاد باشد از هر علَّت ،