ابراهيم عاملي ( موثق )
56
تفسير عاملي ( فارسي )
تفاوت ندارد و در پيشگاه علم و قدرت خداوند روشن است و معلوم و سزاى كارهاى خود را خواهند ديد ، ممكن است بهانه كنند كه امروزه دوستيها مولود تقيّه و ترس از قدرت آنها است ، ولى در خود آيه گفته شده است كه از خدا بترسند و اينجور چيزها را بهانه نكنند و حدّ آن را نگاه دارند ، آميزش و اظهار دوستى از ترس ممكن است درست باشد ليكن عمل امروز نوكرى و تسليم همه چيز است به آنها . خودم شاهد منظره اى بودم فراموش نشدنى : شخصى را كه مقام موقّتى بنام كفالت به او سپرده بودند ، چون پيشخدمت ورود سه نفر از مردمان غير مسلمان را خبر داد آن شخص مانند آدم مصروع و جنّ زده از جاى جست و براى جوابگوئى حاضرين كه عدّه اى محترمين بودند و براى بيرونكردن آنها به منظور كمال فروتنى و تملَّق از واردين ، جملات نا - مفهومى مىگفت كه زودتر از اطاق خارج شوند تا هنگام ورود آنها خلوت باشد و اين عمل كه جاى براى بهانه يا احترام در آن نيست بدرستى منطبق است بر مورد نهى كه در آيه شده است و البتّه روابط سياسى و معاهده و قراردادهائى كه مستلزم خوارى و زبونى مسلمين نباشد مشمول اين آيه نيست و انجام آن لازمست چنان كه از تفسير محمّد عبده نقل كرديم . 2 - مطلب ديگرى كه بخاطر ميرسد احتراز از دوستى با كافران بواسطه ى بغض از نظر اختلاف فكر و عقيده كه برگشت آن بتعصّب و احساسات مردمان جاهل است ، مفاد آيه و گفتار مفسّرين ، هيچكدام اين جور دشمنى را لازم ندانسته و فقط همان اندازه از دوستى جلوگيرى شده است كه بر ضرر مسلمين و مخالف با عقيده ى مسلمانى باشد . 3 - لزوم تقيّه است كه در آيه مجاز شده است اينهم مطلبى است وجدانى انسان كه در مورد ترس بايد بهر وسيله ممكن است خود را از شرّ موذى حفظ كرد ، و اين جور رفتار را نبايد نفاق و دوروئى و بدنهادى بشمارند ، چنان كه در جاى ديگر قرآن هم اين مطلب هست مثل ( إِلَّا مَنْ أُكْرِه وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ ) كه در موقع خود گفته خواهد شد ، ولى از خوارج نقل شده است كه به هيچ وجه در دين تقيّه جايز نيست اگرچه