ابراهيم عاملي ( موثق )
50
تفسير عاملي ( فارسي )
كنند كه شايد آنها را از دين بگردانند . چند نفر ديگر از مسلمين مثل عبد اللَّه بن - جبير و ديگران به آنها گفتند : از اين يهوديها ملاحظه كنيد و بدوستىشان مغرور نشويد آن مسلمانان نصيحت همكيشان خود را نپذيرفتند دو آيت 28 و 29 براى نصيحت آنها و اين جريان نازل شد . ابو الفتوح : پيغمبر مىخواست سفر خود را به طرف مكه پنهان دارد كه اعراب مكّه خبردار نشوند ، حاطب بن ابى بلتعه كه مردى مسلمان بود نامه به دوستان مكّه ى خود نوشت تا آنها را از قصد پيغمبر اطَّلاع دهد و نامه را بزنى سياه داد كه بمدينه براى گدائى آمده بود ، آن زن نامه را در موى خود پنهان كرد و روانه ى مكّه شد ، پيغمبر بعلىّ و زبير فرمود اين زن از فلان راه بمكّه روانه شده و نامه دارد آن را از او بستانيد ، آنها از پى او روانه شدند ، زبير به او رسيد و تهديدش كرد و نامه را مطالبه كرد او گريه كرد و سوگند ياد نمود كه چيزى با خود ندارم زبير سخن او باور داشت و بر - گشت بعلىّ گفت او سوگند ياد مىكند و گريه مىكند . برگرديم و پيغمبر را خبردار كنيم . علىّ فرمود پيغمبر از طريق وحى ما را خبردار كرده است كه اين زن نامه دارد و بايد از او بستانيم تو بسوگند و گريه ى او فريفته مىشوى ؟ علىّ عليه السّلام نزد او رفت و فرمود نامه را بده و گر نه برهنه ات مىكنم و نامه را مىستانم و مىكشمت و شمشير مهيا كرد ، او گفت روى خود بگردان تا نامه را تسليم كنم و از ميان موى درآورد و داد ، علىّ عليه السّلام نامه را حضور پيغمبر ( ص ) آورد ، آن حضرت بلال را امر فرمود مردم را اعلام نمايد براى نماز همگى حاضر شوند ، پيغمبر ( ص ) بر منبر شد و در خطبه فرمود : من از خدا خواستهام مردم مكّه از اين مسافرتم خبردار نشوند تا من بى خبر آنها وارد مكّه شوم ، اكنون كسى از شما نامه به آنها نوشته است هر كس صاحب نامه است بلند شود و اقرار كند و گر نه رسوا خواهد شد يكى دو مرتبه تكرار كرد چون كسى بلند نشد فرمود : خودم مىگويم ، حاطب بن ابى بلتعه از جاى برخاست و چون بيد مىلرزيد و گفت : اى پيغمبر اين نامه من نوشتم ولى نه از نظر جاسوسى و نفاق با همكيشان خود ، ليكن با خود انديشيدم كه اگر آنها بر ما چيره شوند اين نامه راه خوشرفتارى آنها باشد نسبت به من ، آيه در جلوگيرى از تكرار اين عمل