ابراهيم عاملي ( موثق )

45

تفسير عاملي ( فارسي )

تا آنجا مىروند ، منافقين و يهود مسخره كردند ، اين آيه نازل شد . ترجمه : 26 و خود بگو : اى خداى پادشاه پادشاهان تو بهر كه خواهى پادشاهى دهى و از هر كه خواهى پادشاهيش بگيرى و هر كه را خواهى گرامى كنى و هر كه را خواهى خوار نمائى چه همه خوبيها بدست و توان تو است كه بر همه چيز توانائى ، 27 شب را تو بروز و روز را بشب كنى و هم زنده از مرده و مرده از زنده بنمائى و بهر كه خواهى بيشمار روزى دهى . سخن مفسّرين : « اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ » 26 ابو الفتوح نوشته است : ابو رجاء العطاردىّ گفت : اين ميم كه در آخر اللَّهمّ است جامع است هفتاد نام را كه اوّلش ميم است چون ملك و مالك و محيى و مميت و منعم و محسن و مفضل ، پس چنان است كه آنكس كه خداى را به اين بخواند هفتاد نام خوانده باشد . بدانكه ما را ملك خوانند و مالك خوانند ، امّا مالك الملك جز خدايرا نخوانند اعشى رسول را مدح كرد و گفت : يا مالك الملك و ديّان العرب ، رسول عليه السّلام او را نهى كرد و گفت ساكت باش كه خدا مالك الملك است ، و در خبر هست كه رسول عليه السّلام شنيد از كسى كه كسى را آواز مىداد مىگفت : يا شهنشاه رسول عليه السّلام نهى فرمود و گفت : مگو ، زيرا پادشاه پادشاهان خدا است . شرح تعرّف ص 114 : و اندرين سخن اشارت است كه همه خلق از وى نشان دارند و وى از كس نشان ندارد . « تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ » مفسّرين كلمه ى ملك را چند معنى كرده‌اند ، امام فخر : ممكن است مقصود ، همه ى اقسام ملك باشد يعنى ملك پيغمبرى و علم و عقل و تندرستى و اخلاق نيكو و حكومت و سلطنت ، و مال و دوستى كه همه ى اينها انواع دارائيهاى آدمى است كه كلمه ى ملك آنها را مىفهماند ، از محمّد ورّاق نقل شده است : مقصود آنست كه خدا سلطنت بر نفس و چيرگى بر سركشيهاى نفس و بيچاره كردن اهريمن بهر كس بخواهد مىدهد . ابو الفتوح نوشته است : عبد اللَّه مبارك گفت در نزديك سفيان ثورى شدم بمكّه