ابراهيم عاملي ( موثق )
416
تفسير عاملي ( فارسي )
اين جمله بطور مسخره گفته مىشده است و به همين جهت در سوره ى بقره نهى شد كه آن را با پيغمبر بگويند . 2 - ممكن است معنى اين باشد كه گوش خود را به سخن ما بدار و خاموش باش تا گفته ى ما را بفهمى و اين گونه سخن با پيغمبر دور از ادب است . 3 - ممكن است اين جمله را طورى مىگفتهاند كه در ظاهر ( گوش فرا بده ) فهميده مىشده است اما از اين جمله معنى رعونت كه حماقت و سستى است منظور داشتهاند براى دشنام به آن حضرت ، 4 - اين جمله را طورى مىگفتهاند و زبان خود را مىگرداندهاند كه ( راعينا ) گفته شود يعنى اى چوپان ما . « لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ » 46 امام فخر : 1 - فرّاء گفته است : يعنى جمله ى ( راعنا ) را با پيچيدن زبان خود طورى مىگفتند كه دشنام بود و همچنين كلمه ى ( غير مسمع ) را طورى مىگفتند كه اهانت بود و اين است معنى پيچيدن زبان . 2 - آنچه در دل داشتند كه بپيغمبر ( ص ) اهانت كنند طورى مىگفتند كه نمودار نبود و با تغيير زبان معنى بد را به صورت خوب نمودار مىكردند . 3 - شايد طورى زبان را در دهان ميگرداندند و جمله ى ( راعنا ) را تلفّظ مىكردند كه صورت مسخره و ريشخند نمودار مىشد همانطور كه مرسوم مردم است به دهان و زبان كج كردن يكديگر را ريشخند و مسخره مىكنند . طبرى : ضحاك گفت : يعنى عرب مشرك بپيغمبر مىگفت : بسخن من گوش بده ولى طورى زبان خود را كج مىكرد و جمله را تلفّظ مىنمود كه معنى جمله عوض ميشد . ابو الفتوح نوشته است : اصل ( لىّ ) پرپيختن باشد ( بمعنى پيچيدن و تاب دادن ) و مراد لغز است و چيزى كه هر كس آن اصطلاح نشناسد نداند . تنوير المقباس ابن عبّاس : يعنى زبان خود را تغيير مىدادند به دشنام و سرزنش . تفسير غرائب القرآن نظام نيشابورى : يعنى زبان خود را از سخن درست مىگرداندند ببيهوده و باطل و بجاى ( انظرنا ) يعنى بما توجه داشته باش مىگفتند ( راعنا ) . « طَعْناً فِي الدِّينِ » 46 امام فخر : مشركين با ياران خود مىگفتند : اين مرد را