ابراهيم عاملي ( موثق )
407
تفسير عاملي ( فارسي )
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 43 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَلا جُنُباً إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّه كانَ عَفُوًّا غَفُوراً ( 43 ) معنى لغات : « سكارى » جمع سكر و سكران بمعنى آدم مست ، « جنب » آنكه او را جنابت يعنى نجاست گرفته است ، آدم نافرمان ، غريب و دور از وطن . « الغائط » مدفوع آدمى ، مستراح ، جاى آسوده و مطمئن . « لا مستم » از مصدر لمس بمعنى پسودن و بگفته ى طبرسىّ هر گونه تماس بدنى و بمعنى طلب كردن و دنبال كردن ، زن عقد كردن . « تيمّموا » از مصدر تيمّم آهنگ كارى كردن و تيمّم و عمل مشهور عبادت . « صعيدا » راه ، قبر ، زمين مرتفع . جهت نزول : چون براى نزول جمله هاى اين آيه چند جهت نقل شده است تمام آنچه سيوطى در اسباب النّزول نوشته است ترجمه مىكنيم : ابو داود و ترمذى و نسائى روايت كردهاند : عبد الرّحمن عوف غذا آماده كرد و جماعتى را ميهمان كرد و به آنها شراب داد تا نشاط آن فرا گرفتشان يكى را امام كردند ، در نماز خواند : ( قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ و نحن نعبد ما تعبدون ) كه آيه اينطور معنى مىشود بگو اى كافران من نمىپرستم آنچه را شما مىپرستيد و ليكن ما مىپرستيم ، آنچه شما مىپرستيد ، اين آيه نازل شد تا * ( ( تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ ) ) * ، و ابن منذر از حضرت علىّ عليه السّلام نقل كرده است : اين آيت * ( ( وَلا جُنُباً ) ) * براى مسافرى نازل شد كه گرفتار جنابت مىشود بايد تيمّم كند و نماز بخواند ، اسلع بن شريك گفته است : من متصدّى بستن بار بر شتر پيغمبر بودم كه در شبى سرد گرفتار جنابت شدم ترسيدم اگر غسل كنم بميرم يا مريض شوم به پيغمبر حال خود گفتم ، همه ى اين آيه نازل شد . و باز از او نقل كردهاند كه كار من خدمتگزارى به پيغمبر بود و بار كردن شتر آن حضرت روزى به من فرمود برخيز و بار بر شتر ببند عرض كردم بجنابت دچار شدم آن حضرت چيزى نفرمود تا آيت صعيد نازل شد و فرمود برخيز و تيمّم كن و به من ياد داد تيمّم را كه يك بار دست بر زمين زنم براى صورت ، و يك نوبت براى دو دست تا آرنجها من هم تيمّم كردم و بار