ابراهيم عاملي ( موثق )
338
تفسير عاملي ( فارسي )
3 - سوّم روئيدن موى ظهار است و ابو حنيفه آن را علامت نمىداند و دليل ما بر اين مطلب حديث عطيّه ى قرظى از سعد معاذ است كه پيغمبر او را حاكم و مأمور انجام قرار داد با بنى قريظه كرد . او حكم داد مردان را بكشند و زن و كودك را اسير كنند و هر كس مشكوك بود با موى ظهار معيّن ميشد اگر داشت جزء مردان كشته مىشد و گر نه بشمار كودكان بود پيغمبر عمل او را تصويب فرمود و عطيه گفت من خود از آنها بودم كه بواسطه ى نداشتن موى ظهار به حساب كودكان ماندم . 4 - سن نه سالگى براى زنان در مذهب اهل بيت . 5 - قاعدگى براى زنان بنزديك ما و شافعى . مجمع : يعنى چون بر حد اعمال غريزه ى جنسى رسيدند و مراد احتلام تنها نيست . چون ممكن است بعضى اشخاص تا مدّتى بحدّ احتلام نرسند يا اصلا محتلم نشوند چنان كه بيشتر مفسّرين گفتهاند . و بعضى گفتهاند : چون عقلش كامل شد و آثار رشد از او ديده شد بالغ است . « فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً » 6 ابو الفتوح : در مصحف عبد اللَّه مسعود « احستم » با يك سين بوده است بمعنى : « احسستم » يعنى احساس كرديد و دريافتيد . عيسى بن عمر « رشدا » با فتح را و شين قرائت كرده است و در معنى تفاوت نيست و نتيجه در همه ى قرائتها متحد است . تفسير قاضى : اين جمله دليل است بر اينكه آثار رشد از صغيرها مشاهده نشود اموال آنها را نمىتوان بتصرفشان داد . ابو حنيفه گفته است اگر پس از بلوغ هفت سال گذشت مالش را به خودش بايد بدهند اگرچه آثار رشد در او نباشد . ابو الفتوح : سعيد بن جبير گفت : ممكن است كسى ريشش بلند باشد كه به دستش بيايد ولى رشد نداشته باشد و نتوان مالش را بتصرّفش داد . و فقها در معنى رشد اختلاف كردهاند : شافعى گفته است : رشد آن است كه شخص به اندازه اى پرهيزگار باشد كه شهادتش نزد قاضى مسموع باشد و ديگر آنكه مال خود را بتواند حفظ كند و نابود نكند . ابو حنيفه و ديگران گفتهاند : رشد فقط صلاح اداره ى