ابراهيم عاملي ( موثق )
337
تفسير عاملي ( فارسي )
بود كه يك ماهه نفقه يا كمتر برگيرد و بدست او دهد او را و بگويد كه چگونه صرف كن و او را رها كند و آنگه بنگرد كه تا چگونه كرده است ، اگر خرج و ترتيب آن بوجه خود كرده باشد چنان كه پسنديده آيد او رشيد است مال به او دهد و اگر بخلاف اين باشد مال به او ندهد كه او رشيد نباشد هنوز و اگر دختر بود پاره اى پنبه به دو دهند و او را كارى كه در خانه زنان را باشد تعليم دهند كه چگونه كن آن را بنگرد اگر بوجه خود برآرد و آن پنبه ريسمان كند و بكسها دهد به مزد معلوم تا ريسمان كنند چنان كه در آن غبطه باشد ، او رشيد باشد مال به او دهد و اگر نه نگاهدارد تا رشدش پيدا شود . تفسير ابو السّعود : هر كسى را مناسب حال خودش بايد آزمايش كنند اگر اهل بازار و تجارت است اموال باختيارش بگذارند كه معامله كند ، اگر اهل ملك و زراعت است بايد در خرج ملك و اجرت كارگر و عمل زراعت آزادش بگذارند تا معلوم شود چه طور كار مىكند . « إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ » 6 ابو الفتوح نوشته است : بلوغ نكاح بيكى از پنج نشانه معيّن مىشود : 1 - احتلام و نزول منى از او خواه در خواب يا بيدارى چون آنگاه كه پيغمبر معاذ را مأمور يمن كرد دستور داد كه هر كس بحلم رسيده است يك دينار بستاند و آنها را به حكم مردان حساب فرمود و در آيه قرآن است : « وَإِذا بَلَغَ الأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا » يعنى چون كودكان را حلم گرفت سر زده بر زنان وارد نشوند و اجازه بگيرند كه آنها مرد هستند . 2 - سنّ و عمر موجب بلوغ است و در آن اختلاف است مذهب اهل بيت پانزده سال است و ابو يوسف و شافعى نيز اين را معتقدند . و ابو حنيفه بلوغ دختر را در هفده و پسر را بنوزده سالگى دانسته است ، و دليل بر آنكه پانزده سال حدّ بلوغ است ، حديث عبد اللَّه عمر است كه او گفت براى جنگ احد مرا به پيغمبر عرضه كردند قبول نفرمود و فرمود : كودك است و من ده ساله بودم و باز در جنگى من را به آن حضرت عرضه كردند اجازه فرمود و نام من نوشتند و من پانزده ساله بودم .