ابراهيم عاملي ( موثق )

334

تفسير عاملي ( فارسي )

[ سوره النساء ( 4 ) : آيات 5 تا 6 ] وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّه لَكُمْ قِياماً وَارْزُقُوهُمْ فِيها وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً ( 5 ) وَابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَلا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَبِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفى بِاللَّه حَسِيباً ( 6 ) معنى لغات : « سفهاء » جمع سفيه از مصدر سفه و سفاهت بمعنى بىخردى و سبك عقلى و بيقرارى در فكر و كار و اخلاق ، « قياما » آنچه وسيله ى بپاماندن و پايدارى است مانند پايه و استوانه و مال هم استوانه و مايه ى بپاماندن زندگى است از اين جهت در آيه مال توصيف ( بقياما ) شده است . « آنستم » از مصدر ايناس بر وزن افعال بمعنى چيزى را ديدن و صدا شنيدن . « رشد » به راه درست بودن و مقابل گمراهى و راه زندگى تشخيص دادن . « بدار » پيشدستى كردن ، بتندى بسوى چيزى دست دراز كردن ، مبادرت هم از اين ماده است . « حسيب » بمعنى داراى شرف و اصالت و نجابت و بمعنى حسابدار و محاسب . ترجمه : [ دست درازى بمال يتيمان و همسران خود نكنيد ] 5 و سرمايه ى خود كه خدا نگهبان زندگى شما كرده است به بيخردان ندهيد ولى از آنخوراك و پوشاك بايشان دهيد و بسخنى نرم و مردم پسند با ايشان سخن بگوئيد 6 و يتيمان را بيازمائيد تا چون بالغ و تواناى كار زندگىشان يافتيد مالشان بخودشان سپاريد و خود بيش از اندازه ز مال يتيم نخوريد و به آن پيشدستى نكنيد كه هنوز يتيم بزرگ نشده [ و مال خود از شما نخواسته بهره ى خود از آن برده باشيد ] و اگر سرپرست يتيم بىنياز بود چيزى ز مال او نخورد و اگر نادار بود بآئين مردمى از آن بخورد و چون مال يتيمان بايشان داديد بر آن گواه بگيريد [ كه خدا