ابراهيم عاملي ( موثق )
332
تفسير عاملي ( فارسي )
بزن توجه شوهر اوست بزن ديگر پس چون قابل رعايت عدالت نيست ممكن است حكم كرد بعدم جواز تعدّد زوجات براى اين گونه اشخاص ولى از جهت نهاد انسانى احتياج مرد بيشتر از يك زن قابل تصور و پذيرفتنى است چون زن دوره هائى بر - گذار مىكند كه طبيعت او را جلوگير است از آميزش با مرد و باز دوره هائى طى مىكند كه رغبت بآميزش ندارد و ليكن در مرد چنين عوارض نيست و احتياج و آمادگى او بيشتر است ، و در عمل هم مشاهده مىكنيم كه همين خاصيّت طبيعى مردها را بيشتر وادار مىكند بتوجه بزن ديگر تا تعدى زن از شوهر خود بمرد ديگر و اگر از اماكن فساد آمار دقيق گرفته شود نمىتوان عده ى مردى كه به آن جا مراجعه مىكند مقايسه نمود با زنهائى كه با آنجا سر و كار دارند . عبده از مصطفى افندى رشدى در تعدّد زوجات پيغمبر ( ص ) شرحى نقل كرده است مناسب است قسمتى از آن ترجمه شود : سوده دختر زمعه زن مسلمانى بود كه با شوهرش بحبشه هجرت كرد و شوهرش مرد و پس از بازگشت از آنجا خديجه وفات كرده بود و پيغمبر او را تزويج فرمود و به اين وسيله آن زن از شر خويشاوندان و آميزش با آنها محفوظ ماند ، و اگر در سرپرستى و كفالت پيغمبر نمىبود ناچار تسليم بخويشان كافر خود مىشد و يا گرفتار آزار و رنج آنها ، پس از يك ماه عايشه دختر ابى بكر را عقد كرد و پس از آن حفصه دختر عمر را كه بزرگترين مصلحت در نگهدارى آنها رعايت پدران آنها بود چنان كه دخترهاى خود را بعثمان و على تزويج فرمود كه اين چهار نفر بزرگترين ياران و خدمتگذاران بودند ، ديگرى زينب دختر جحش است كه زن پسر خوانده ى آن حضرت زيد بن حارثه بود و براى جلوگيرى از فكر مردم نسبت بفرزندى زيد براى آن حضرت راه منحصر بفرد اين ازدواج بود تا او را فرزند او ننامند و ديگرى برّه دختر حارث رئيس قبيله ى بنى - المصطلق است كه پس از جنگ با آن قبيله در حدود دويست خانه زن و بچه ى آنها را مسلمين اسير كردند و چون پيغمبر مىخواست اسير آن را آزاد كند تا آن قبيله دلگرم و مسلمان شوند خود با بزرگ آن اسيرها كه دختر رئيس قبيله شان بود