ابراهيم عاملي ( موثق )

325

تفسير عاملي ( فارسي )

كه سرپرست يتيم بودند و براى اينكه اگر ازدواج كنند خرجشان زياد مىشود و شايد از مال يتيم خرج كنند از اين كار خوددارى مىكردند و با خود آن يتيمها همسر ميشدند و بعد پشيمان و ناراضى مىشدند و آرزو مىكردند كه او بميرد و اموالش به آنها برسد و زن ديگر اختيار كنند . « تقسطوا » 3 قرائت اين جمله با صداى جلو تاء است . ابو الفتوح : ابراهيم نخعى با فتح تاء قرائت كرده است . « ما طابَ لَكُمْ » 3 ابو الفتوح : از ابن ابى عيله نقل است كه او خوانده است : « من طاب » و در معنى تفاوت نمىكند . و از ابو عمرو بن علاء نقل است : در مكّه شنيدم از عربى مىگفت : « سبحان ما سبح الرعد بحمده » كه بجاى من ( ما ) تلفّظ كرده است . و از اعمش و ابن ابى اسحاق نقل است كه آنها « طيب » با ( يا ) به اماله تلفظَّ كرده‌اند ، و در قرآن ابىّ بن كعب به ( يا ) نوشته بوده است ، و ممكن است مقصود از كلمه ى طاب اين باشد : با آن زنها ازدواج كنيد كه در آميزش با يتيمان پسند شما باشند . « مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ » 3 در بحث لغت و معنى اين كلمات گفته‌اند : مثنى بجاى « اثنين اثنين » است و همچنين ثلاث يعنى « ثلاثه ثلاثه » چنان كه در معنى لغت گفتيم يعنى : دو تا دو تا ، سه تا سه تا ، و اين حكم مورد اتفاق علماى مسلمين است كه ازدواج دائم با بيش از چهار زن روا نيست . ابو الفتوح : از قيس بن حارث نقل است كه او گفت : من هشت زن به خانه داشتم چون اين آيه نازل شد به پيغمبر عرض كردم من چكنم كه هشت زن دارم ؟ فرمود : چهارتاى آنها را نگاهدار و باقى را رها كن . من به خانه رفتم و يك يك آنها را پيش خواندم و پرسيدم فرزند دارد يا نه ؟ چهارتاى از آنها كه فرزند داشتند نگاه داشتم و بقيّه را رها كردم . فخر : روايت شده است كه غيلان اسلام پذيرفت و ده زن به خانه داشت ، پيغمبر فرمود : چهار را نگاهدار و باقى را رها كن ، و نوفل بن معاويه پنج زن داشت