ابراهيم عاملي ( موثق )

320

تفسير عاملي ( فارسي )

يكديگر ميافتند و در عالم ديگر هر ثمره ى سوء خوى درندگى بيشتر نمودار خواهد شد . 2 - تكرار جمله ى « اتّقوا » شايد براى اين باشد كه در اول مردم بپرهيزكارى ز نافرمانى آفريدگار دعوت شده‌اند و در دوم براى توجه دادن كافران است به اينكه شما بتها را خدا ميدانيد و فرمانبرى آنها را از شما نخواسته‌اند بلكه فرمانبر كسى باشيد كه با اينكه بت مىپرستيد نام او را در سخنان خود ميآوريد و مىگوئيد ( عاهدت اللَّه و باللَّه و و اللَّه « و آفريدگار شما او است كه بىاختيار در چنين هنگام نامش به زبان شما مىآيد . 3 - جمله ى : « تساءلون به » شايد اشاره باشد كه همانطور كه بوسيله ى ياد كردن خدا عواطف يكديگر را تحريك مىكنيد با تقوى و پرهيزگارى صفاى طينت خود را محفوظ بداريد و آن رابطه ى يگانگى و وحدت اصل خلقت را نسبت به يكديگر حفظ كنيد بخصوص با خويشاوندان كه نزديكتر به آنها هستند . و جمله ى آخر مى - فهماند كه چون با همه ى تنوّع و كثرت اصناف و دسته هاى مختلف آفريدگان بيك اصل و ريشه متّصل هستيد و او نگاهبان و مواظب شما است پس لازم است تقوى و پرهيزگارى را رعايت كنيد و گر نه از اصل و ريشه ى خود جدا شده نابود خواهيد شد . 4 - يك نفر از علماى هند قرآنى بانگليسى ترجمه كرده است كه كلمه تقوى را وظيفه شناسى معنى كرده است اين معنى بسيار مناسب با اين آيه است كه چون از يك اصل آفريده شده‌ايد پس آن وظيفه كه در برابر آفريدگار خود و خويشان خود داريد رعايت كنيد كه وسيله ى سعادت شما همان است و بس . از خواجه انصارى نقل است : سرمايه ى عمر توحيد شناس و تقوى را بنياد آن دان . اين شعر هم مناسب است با مفاد جمله ى : « خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ » در هيچ كس به چشم حقارت نظر نكنى تا در تو هم بديده ى تحقير ننگرند