ابراهيم عاملي ( موثق )

293

تفسير عاملي ( فارسي )

معنى لغات : « زحزح » از مصدر زحزحه بر وزن فعلله بمعنى دور و بر كنار كردن . « لتبلونّ » از مصدر بلاء بمعنى آزمايش كردن . ترجمه : [ اى پيغمبر تو از رفتار اين مردم دلگير مباش كه ] 185 هر كسى دير يا زود خواهد مرد و برستاخيز بدرستى مزدش مىرسد ، پس رستگار آن كس است كه از آتش دور باشد و از بهشت بهره مند شود و گر نه زندگى اين جهانى سرمايه ى گول است و غرور . جهت نزول آيت 186 « لتبلونّ فى » مجمع : عكرمه و مقاتل گفته‌اند : پس از آنكه ابو بكر نامه ى پيغمبر را كه در آيات پيش نوشتيم بعلماى يهود ابلاغ كرد و آنها گفتند : معلوم مىشود خدا فقير است و نيازمند بما ، اين آيه براى تسليت دل پيغمبر نازل شد . زهرى گفته است : كعب بن اشرف مسلمين و پيغمبر را در شعر هجو مىكرد و زيبائيهاى زنان مسلمين را در شعر خود به ياد مىآورد و مردم را بر دشمنى مسلمين وادار مىكرد ، پيغمبر از اين كارها سخت ناراحت بود عاقبت فرمود : كى مىتواند شرّ كعب را از ما بگرداند ؟ محمّد بن مسلمه گفت : اين كار با من او با ابو نائله و عدّه اى آهنگ اين كار كردند ، و او را اغفال كردند و كشتند ، آيه براى تسليت دل پيغمبر در برابر اين ناگواريها نازل شد . ترجمه : 186 [ چو آدمى در زندگى گولخورده و مغرور شود ] بايستى بمال و جان [ و وظائف دين ] آزموده شويد و از يهوديان و مسيحيان و بتپرستان آزار بسيار بينيد تا اگر شكيبا باشيد و پرهيزگار [ خود نمودار شود كه ] بلندى همّت است و استوار كارى . سخن مفسّرين : « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » 185 ابو الفتوح : اعمش قرائت كرده : « ذائِقَةُ الْمَوْتِ » با نصب در موت ، و حسن با تنوين رفع در « ذائقة » و نصب در - « الموت » قرائت كرده است ، و نتيجه ى معنى تفاوت نمىكند . فخر : از اين جمله استفاده كرده است كه نفس غير از بدن است و مرگ براى بدن به تنهائى است و نفس باقى است زيرا آنكه مىچشد بايد خود باقى باشد