ابراهيم عاملي ( موثق )

294

تفسير عاملي ( فارسي )

تا چشيدن درست باشد . پس نفس مىماند و تلخى مرگ بدن خود را مىچشد و از بدن جدا مىشود و بدن نابود مىشود . جواب اين گفتار آن است كه چشيدن براى مبالغه ى در رنج مرگ است و گر نه مقصود رسيدن مرگ و به آخر رسيدن عمر است . كشف الاسرار : حذيفه بوقت مرگ گفت ، دوست آمد و بر وقت حاجت آمد و گفت : بار خدايا ، اگر دانى كه درويشى دوستتر دارم از توانگرى ، و بيمارى دوستتر دارم از تندرستى ، و مرگ دوستتر دارم از زندگانى ، مرگ بر من آسان كن ، تا بديدار تو برآسايم . « وَإِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ » 185 فخر : يعنى : كمال نتيجه ى عمل در عالم ديگر است كه راحتيهاى اين عالم با گرفتارى مصادف مىشود و آزار و عذابها هم با قسمتى از آسايش و راحتى مقرون است پس فرد كامل و انجام شده در آن عالم است ظاهر گفتار امام اين است كه ثواب و عقاب اعمال در اين عالم هست ولى تمام و كمالش براى عالم ديگر است ، در صورتى كه مطابق معنى لغت جمله ى توفّون از وفاء گرفته شده است كه بمعنى انجام دادن و تمام كردن است و مفسّرين مثل طبرى و ابو الفتوح هم نوشته‌اند كه مزد را در آن عالم مىبرند چون در اينجا بايد كار كنند و در آنجا نتيجه ببرند . « فَمَنْ زُحْزِحَ » 185 فخر : مفاد اين جمله دورى با شتاب است ، و اين كنايت است از اينكه انسان تا وقتى در اين عالم است در آتش رنج و گرفتاريها است و چون از اين عالم رفت و ببهشت رسيد موفّق شده است . عبده : اين جمله اشاره ى لطيفى است كه هر كسى مشرف بر جهنّم و نزديك بسقوط در آن است و بايد كوشش كند كه خود را دور بدارد . « مَتاعُ الْغُرُورِ » 185 طبرى : عبد الرّحمان بن سابط گفته است يعنى : كالا و سرمايه ى كم ، ولى معنى غرور گول زدن است و در گول خوردن فرق نيست كه نسبت به چيز زياد باشد يا كم .