ابراهيم عاملي ( موثق )

266

تفسير عاملي ( فارسي )

ابو الفتوح : يعنى چون مسلمين فكر مىكردند كه ما مسلمان هستيم و با پيغمبر ( ص ) و وحى سر و كار داريم و اينها كافرند ، پس چه شد بر ما چيره شدند ؟ بپيغمبر امر شد كه بگو : از شما است كه بر شما است ، چون جاى مأموريّت كه پيغمبر بشما داده بود رها و نافرمانى كرديد به اين محنت دچار شديد . و بعضى مفسّرين گفته‌اند : چون در جنگ بدر مخيّر بودند كه اسيرها را بكشند يا فدا بگيرند و رها كنند ، مردم گفتند : اين اسيران خويشان ما هستند رها مىكنيم و از فديه كه مىگيريم نيروى مالى خود را تقويت مىكنيم ، اين عمل موجب شد كه آنها براى انتقام از شما مجهّز شدند ، و اگر آنها را مىكشتيد آسوده بوديد . فخر : از حضرت علىّ عليه السّلام نقل است : آنها را مخيّر كردند كه فديه بستانند ولى در عوض به همان عده از خودشان در آينده كشته شوند ، آنها پذيرفتند كه خويشاوندان خود را نمىكشيم و فديه مىگيريم و مالدار مىشويم و اگر هم بعد كشته شويم بدرجه ى شهادت مىرسيم ، اين است معنى * ( ( مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ ) ) * . « الْتَقَى الْجَمْعانِ » 166 مفسّرين گفته‌اند مقصود دو دسته ى مسلمين و ابو - سفيان در روز احد است . آلوسى : بعضى گفته‌اند مقصود دو دسته ى روز بدر و روز احد است و اين صحيح نيست . « فَبِإِذْنِ اللَّه » 166 روح البيان : يعنى به قضا و قدر خداوند . « وَقِيلَ لَهُمْ » 167 فخر : اصمّ گفته است : يعنى : پيغمبر آنها را دعوت به جنگ مىكرد . و روايت كرده‌اند : كه چون عبد اللَّه بن ابى با يارانش از احد برگشتند ، عبد - اللَّه بن عمرو بن حزام پدر جابر بن عبد اللَّه انصارى به آنها گفت چرا پيغمبر و مسلمين را تنها مىگذاريد ؟ و مقصود از كلمه ى « قيل » اشاره به اين سخن عبد اللَّه بن عمرو است يا دعوت پيغمبر ، يا هر دو . « أَوِ ادْفَعُوا » 167 فخر : يعنى اگر براى دين جنگ نمىكنيد ، از خانه ى