ابراهيم عاملي ( موثق )

256

تفسير عاملي ( فارسي )

شاكر باشد و چون ندهندش صابر باشد . دوّم - دادن و ندادن در نزد او تفاوت نكند ، سوّم - چون به او دهند شاكر باشد كه داند صلاح او در آن است . ثورى گفت : توكّل آن باشد كه تدبير خود با او گذارى تا او وكيلت باشد . طاووس يمانى گفت : اعرابى را ديدم در مكه براحله اى نشسته بساز تمام ( يعنى با تمام لوازم مسافرت ) به در مسجد الحرام رسيد فرود آمد و راحله بخوابانيد و سر سوى آسمان كرد و گفت : بار خدايا اين راحله و آنچه در وى است در ضمان تو است تا من بيرون آيم با من سپارى ، و در مسجد رفت چون بيرون آمد راحله ى او برده بودند ، سر سوى آسمان كرد و گفت : بار خدايا اين دزد چيزى از من ندزديد ، بلكه از تو دزديد ، گفت : نگاه كردم از سر كوه ابو قبيس مردى را ديدم كه ميآمد زمام ناقه ى اعرابى بدست چپ گرفته و دست راست بريده و در گردن افكنده اعرابى را گفت : بستان راحله ات با هر چه بر او بود ، ما او را گفتيم : قصّه ى تو چون بود ؟ گفت اين راحله بردم چون بسر كوه رسيدم سوارى برآمد بر اسب اشهب نشسته و مرا گفت اى دزد دست راست بيرون كن ، من دست بيرون كردم ، دست من بسنگى نهاد و بسنگى ديگر جدا كرد و در گردن من افكند ، و گفت : برو هم اين ساعت راحله باعرابى سپار ، من بيامدم و راحله باز آوردم . و رسول عليه السّلام گفت : ( لو توكّلتم على اللَّه حقّ توكّله لرزقكم كما يرزق الطَّير تغدو خماصا و تروح بطانا ) . اگر آنطور كه شايسته هست بر خدا توكّل كنيد ، چنان شما را روزى دهد كه مرغان را ، چه آنها صبح با حوصله ى تهى از آشيان بلند مىشوند و شام با حوصله هاى پر بر آشيان خود مىنشينند . كشف الاسرار : استاد ابو علىّ دقّان گفت : توكّل را سه رتبت است : اوّل توكّل پس تسليم ، سوّم تفويض ، توكّل هدايت است تسليم وساطت و تفويض نهايت . توكّل صفت عوام است تسليم صفت خواصّ تفويض صفت خاصّ الخاصّ : او كه با توكّل است طالب عطاء است او كه با تسليم است منتظر لقاء است ، و او كه با تفويض است در مجمع روح و ريحان آسوده ى رضا است .