ابراهيم عاملي ( موثق )

255

تفسير عاملي ( فارسي )

دست بدان افتاد و سرمايه دارها پست و بخيل بودند ، و كارها بىمشورت و خودسرانه انجام شد ، گور براى شما از زندگى بهتر است و فرمود : ( المستشار مؤتمن و المستشير معان ) كسى كه با او رأى مىزنند بايد امين و درستكار باشد ، و آن را كه مشورت مىكند كمك نمائيد و براى او رأى خوب بدهيد . و زمخشرى در مدح شخصى ملقّب به مؤتمن الملك گفته است . امتحنوه فكان مؤتمنا ثمّ استشاروه بعد ما امتحنوا ثمّ دعوه فصار مؤتمنا للملك و المستشار مؤتمن مثنوى در حكايت شير و خرگوش گفته است : مشورت ادراك و هشيارى دهد عقلها مر عقل را يارى دهد گفت پيغمبر بكن اى رأى زن مشورت كالمستشار مؤتمن « فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ ) * - تا آخر » 159 طبرى : يعنى بر آن كار كه از جانب ما بر تو معيّن شد اقدام كن ، خواه موافق رأى يارانت باشد يا مخالف آنها كه خدا دوست دارد آنها را كه تسليم به حكم او هستند چه موافق ميلشان باشد يا بر خلاف خواسته هاشان . مجمع : يعنى بر آن كار كه دلبستگى و آهنگ آن كردى . و از حضرت امام صادق روايت كرده‌اند كه « عزمت » بضمّ تا به صيغه ى متكلَّم قرائت فرموده است يعنى چون ما راهنمائى كرديم تو را و وسائل در اختيارت گذارديم تكيه و اطمينانت به خدا باشد . ابو الفتوح نوشته است : سهل بن عبد اللَّه گفته است : توكّل آن است كه آدمى خود را در مقام تسليم ماننده ى مرده بداند در جلو غسّال كه هرطور مىخواهد او را مىگرداند . ابو تراب بخشى گفت : توكّل آن باشد كه بنده را سكون بخداى خود باشد . ابن الفرجى گفت : قناعت باشد به روزى روز ، و سخن فردا پس پشت انداختن . ابو علىّ رودبارى گفت : توكّل سه درجه دارد : اوّل - چون بدهندش