ابراهيم عاملي ( موثق )

242

تفسير عاملي ( فارسي )

آنجا كه پيغمبر و فراريان مجتمع بودند و اين موجب ترس و اندوه شد كه دوباره به آنها حمله كنند . سدّى گفته است : چون پيغمبر از پى فراريان روانه شد و آنها را آواز مىداد رسيد بنزديك يك چند نفر كه در كنار سنگى جمع شده بودند يك نفر از آنها به گمان دشمن تيرى بكمان گذاشت به طرف پيغمبر ، آن حضرت خود را معرّفى فرمود آنها از ديدن پيغمبر ( ص ) شاد شدند و آن حضرت از شهامت آن مرد كه نيروى مقاومت خود را از دست نداده بود ، آنگاه از پيشرفت اوّل و شكست بعد و كشته شدن ياران سخن گفتند كه ناگاه ابو سفيان را ديدند از بلندى بر آنها مسلَّط است ، از اين جسارت او سخت ناراحت شدند و سخن خود را فراموش كردند پيغمبر فرمود اينها نميتوانند بر ما مسلَّط شوند و دعا فرمود كه : اى خدا اگر اين اندك مردم كشته شوند ، كه تو را عبادت خواهد كرد ؟ آنگاه ياران خود را تحريك فرمود تا با سنگ او را و همراهانش را دور كردند . ابو سفيان فرياد كرد : « يومئذ اعل هبل » يعنى امروز هبل ( كه نام بتشان بود ) بالاتر باشد كشته شدن حنظله در برابر حنظله ( مقصودش حنظله بن ابى سفيان ) بود كه در بدر بدست مسلمين كشته شد و حنظله بن راهب كه جنب بود و بدست اعراب كشته شد و پيغمبر ( ص ) فرمود : ملائكه او را در آسمان غسل دادند . و مشهور شد به : غسيل الملائكة . باز ابو سفيان گفت : ما عزّى داريم و شما نداريد ( مقصودش بت مشهور بود بنام عزّى ) . پيغمبر فرمود بعمر جوابش را بگو : خدا مولاى ما است و شما هيچ مولى نداريد . ابو الفتوح : حسن بصرى گفت معنى اين جمله از آيه چنين است : خدا غمّى بشما رساند روز احد در برابر غمّى كه به آنها رساند بروز جنگ بدر . فخر : شش قسم غم براى مسلمين در روز احد شمرده است . « لِكَيْلا تَحْزَنُوا » 153 ابو الفتوح : آن روز چند نوبت مسلمين شاد و دلتنگ شدند آواز كشته شدن پيغمبر دلتنگشان كرد از ديدن پيغمبر شاد شدند پس از آن ابو سفيان بالاى كوه نمودار شد ترسيدند و اندوهناك شدند كه دوباره به چنگ