ابراهيم عاملي ( موثق )

243

تفسير عاملي ( فارسي )

دشمن گرفتار مىشوند چون پيغمبر ( ص ) دعا كرد و آنها را دور كردند باز آسوده و شاد شدند . « ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ ) * - الخ » 154 طبرى : عدّه اى از قرّاء ( تغشى ) با تا قرائت كرده‌اند كه فعل مؤنّث باشد يعنى امنة آنها را فرا گرفت عدّه اى ديگر با يا قرائت كرده‌اند تا فعل مذكر باشد يعنى نعاس آنها را فرا گرفت و هر دو قرائت مشهور است و در معنى تفاوت نيست ، چون نعاس و امنه در حقيقت يك چيز است . سدّى گفته است : پس از انجام جنگ احد چون اعراب روانه شدند مردم ترسيدند كه شايد بمدينه حمله كنند ، پيغمبر فرمود : اگر آنها بر اسب سوار شدند آهنگ مدينه دارند و اگر بر شتر نشستند و اسبها را يدك كردند آهنگ وطن خود دارند مردى فرستاد تا ببيند چه مىكنند ، چون ديد بر شتر سوار شدند و اسب يدك كردند ، به پيغمبر عرض كرد آن حضرت بآواز بلند مردم را خبردار كرد مؤمنين كه اين شنيدند و ديدند آرام شدند و باستراحت پرداختند عدّه اى از منافقين ترسناك و دو دل بودند كه مبادا كافران بمدينه رو آورند اين آيه به ياد مردم مىدهد آن فرمايش پيغمبر و فكر و عمل آنها را . و ابو طلحه گفته است : من از مشمولين اين آيه بودم كه چرت مرا گرفت و چند مرتبه آنچه در دست داشتم مىافتاد و باز او گفته است : آن روز سر كه بلند مىكردم مردم را مىديدم زير كلاه خودهاى پوستى از چرت كج و راست مىشدند و احمد بن حسن ترمذى از سور بن مخرمه به چند واسطه نقل كرده است كه او از پدر خود شنيده است كه مىگفته است : از عبد الرّحمان بن عوف پرسيدم معنى اين جمله ى قرآن را او گفت در روز احد خواب ما را فرا گرفت . و هم گفته‌اند : چرت در هنگام جنگ موجب آرامش دل و راحتى است و در هنگام نماز تحريك شيطان است . ابو الفتوح نوشته است : عبد اللَّه زبير روايت كند از پدرش زبير بن العوام كه گفت : من با رسول بودم چون خوف و غم بر ما سخت شد خوابى و نعاسى بر من افتاد و بر جماعتى كه با ما بودند تا من سخن معتب بن قشير مىشنيدم كه مىگفت : « لَوْ كانَ