ابراهيم عاملي ( موثق )

237

تفسير عاملي ( فارسي )

جهت نزول : فخر : چون پيغمبر ( ص ) از احد بمدينه برگشت مردم با يكديگر مىگفتند : چرا ما به اين گونه گرفتار شديم با آنكه خدا بما وعده ى فتح داده است . آيه براى جواب آنها نازل شد ، و نقل شده است كه پيغمبر ( ص ) در خواب ديد كه قوچى را سر بريد ، چون طلحه بن عثمان كه پرچمدار اعراب بود كشته شد و بعد از او نه نفر ديگر در اطراف پرچم آنها كشته شدند ، اين قضيّه تعبير آن خواب بوده است و مقصود از وعده ى خدا همان خواب پيغمبر ( ص ) است و نيز گفته‌اند ممكن است مقصود وعده ى نزول ملائكه باشد و ممكن است انداختن ترس در دلهاى كافران باشد . مجمع : آنگاه كه پيغمبر قشون خود را مرتّب نمود عدّه اى تير انداز را در محلَّى كه مانع از عبور مشركين بود معيّن فرمود و سفارش كرد اينجا ثابت بمانيد و مانع از حمله ى دشمن شويد تا بر آنها چيره شويم ، چون مشغول جنگ شدند عدّه اى از كافران را كشتند و بغارتشان پرداختند ، دسته اى از آن تيراندازها بطمع غنيمت محل مأموريت خود را ترك كردند . خالد وليد كه در دسته ى كافران بود ، معبر را خالى ديد ، از آنجا حمله كرد ، و عبد اللَّه بن جبير كه رئيس مأمورين بود كشته شد و مسلمين در ميانه ى كفّار گرفتار شدند و هفتاد نفرشان كشته شد ، و صدا بلند شد كه پيغمبر كشته شده است عدّه اى گفته‌اند نزول آيه براى اين وعده ى پيغمبر و انحراف مردم بوده است . در كتابهاى تفسير و هم كتب سيره نوشته‌اند كه چون پرچمدار اعراب كشته شد و مسلمين حمله كردند ، كفّار فرار كردند و اينها بجمعآورى غنيمت و اموال كافران مشغول شدند ، مأمورين معبر گفتند اگر ما در اينجا بمانيم از غنيمت محروم مىشويم رئيس آنها عبد اللَّه بن جبير گفت : فرمان پيغمبر ( ص ) است و بايد اطاعت كنيم ، اختلاف در آنها پيدا شد و شايد جمله ى « تنازعتم » اشاره به اين گفتگو باشد . ترجمه : 152 و همانا خداوند آن نويد يارى كه زين پيش بشما داد راست كرد كه بسرنوشت او كافران را كشتيد تا آنگاه كه خود سست شديد و در فرمانبرى پيغمبر يكدل نمانديد و نافرمان شديد با آنكه آنچه خواستيد خدا بشما بنمود [ كه كافران را