ابراهيم عاملي ( موثق )

236

تفسير عاملي ( فارسي )

معنى لغات : « تحسّون » از مصدر حسّ بر وزن فعل بفتح فاء ادراك كردن احساس كردن ، دانستن و كشتن و مستأصل كردن . « فشل تم » از مصدر فشل بفتح فاء و شين ، بمعنى سستى ، دير كردن ترسيدن « تصعدون » صعود با صداى جلو صاد و عين بمعنى بالا رفتن ، ولى اين كلمه از مصدر اصعاد بر وزن افعال است بمعنى راه زياد پيمودن . « تلون » از مصدر لىّ و لوى بر وزن فعل بفتح فا و سكون عين بمعنى پيچيدن ، دو تا كردن ، مخفى كردن ، و اگر بالاى نافيه استعمال شود مثل « لا يلوى على احد » يعنى منتظر نمىشود و توقّف براى كسى نمىكند . « اثاب كم » از مصدر اثابه بر وزن اقاله بكسر همزه بمعنى تندرست شدن ، پاداش دادن ، بخشيدن . « امنة » آرامش دل ، اطمينان ، درستى ضد خيانت . « نعاس » بر وزن فعال بضمّ بمعنى چرت و سستى حواس و اوّل خواب . « مضاجع » جمع مضجع بفتح جيم بمعنى خوابگاه . « تولَّوا » از مصدر تولَّى بمعنى عهده دار شدن ، دوست گرفتن ، رو گرداندن ، رها كردن ، پشت كردن ، فرار كردن .