ابراهيم عاملي ( موثق )

231

تفسير عاملي ( فارسي )

4 - در آيت 145 كلمات : « كِتاباً مُؤَجَّلًا » مورد توجّه است كه در اوّل گفته شده است مرگ همه چيز با خدا است پس اين قيد چه معنى دارد ؟ براى فهم آن بايستى بگوئيم : در مرتبه ى اوّل مردم را بحقيقت توحيد متوجّه مىكند كه مرگ يك موجود باذن خداى بمعنى طبيعت نيست كه بىحساب و بى - سابقه چون موجب و وسيله ى طبيعى فرسوده شد و از كار ماند مرگ آن موجود برسد بلكه تمام آفرينش و موجوديت بيك اراده و قدرت بىآغاز و انجام وابسته است كه يك آن و يك دم در آن تخلَّف روا نيست . و كلمه ى كتاب اشاره به دو مطلب است ، اوّل اينكه مرگ و ديگر تحوّلات عالم مانند كارهاى مردمان با اراده و عاقل است كه از براى خود برنامه مىنويسند و وقت هر چيز را با دقّت معيّن مىكنند . دوّم آنكه : چون نوشتن وسيله ى ثبات است و آنچه نوشته شد ثابت است و مصون از تغيير به كلمه ى كتاب اين حقيقت فهمانده شده است كه حوادث عالم و مرگ مانند نوشته ى معيّن است و به هيچ وجه قابل تغيير و تأخير نيست و بگفته ى حاج ملَّا هادى سبزوارى گفته است : « و فى نظام الكلّ كلّ منتظم » . 5 - جمله ى : « مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِه مِنْها » در ظاهر مىفهماند كه اگر آدمى بخواهد از بهره هاى مادّى منتفع شود ، خدا او را بهره مند مىكند ، در صورتى كه همه ى مردم در جنب و جوش زندگى هستند و بيشتر محرومند ممكن است بگوئيم : جمله ى : « نُؤْتِه مِنْها » يعنى از بهره هاى زندگى به او مىدهيم ، اشاره باشد به استعداد و ظرفيّت افراد كه هر كه هر چه لياقت و استعداد دارد و به همان اندازه بخواهد به او مىدهيم چه در كارها و احتياجات مادّى و چه در افكار و اعمال معنوى مثلا فلان مخترع يا مهندس چون زندگى خود را از طريق توانائى خود كه اين عمل بوده است خواسته است براى او مهيّا شده است و آن راهزن و دزد هم اگر مى - خواست از راههاى مناسب مىتوانست زندگى خود را منظم كند ولى خود از راه نا - مناسب خواسته است و از آن نتيجه برده است و همين است معنى اراده ى ثواب دنيا كه فقط وسيله ى زندگى آماده مىشود و هيچ جهت صلاح در آن منظور نيست .