ابراهيم عاملي ( موثق )

209

تفسير عاملي ( فارسي )

در رنج است و اگر آن را اظهار كند آسوده مىشود ليكن آن رنج بر خود هموار مىكند و پيغمبر ( ص ) فرمود : آنكه بتواند خشم خود را بر كسى به كار برد و خوددارى كند دل او در قيامت پر باشد از امن و ايمان و در خبر است : هيچ ناگوارى خوش عاقبت و گواراتر از ناگوارى تحمّل خشم و گوارائى پس از آن نيست . مجمع : يعنى از آنكه به آنها زيان مىرساند انتقام نمىگيرند . « وَالْعافِينَ عَنِ النَّاسِ » 134 ابو الفتوح : كلبىّ و رياحى گفتند : مقصود از ناس غلام و كنيز است كه چون بد كنند شخص از آنها در گذرد ، زيد بن اسلم گفت : يعنى : بگذرند از آنهائيكه بر ايشان ستم كنند . ابو هريره روايت كند : روزى كسى در حضور پيغمبر ( ص ) با ابو بكر در افتاد و آنچه مىگفت آنحضرت تبسّم مىكرد ، چون ابو بكر بعضى سخنهاى او را جواب گفت : پيغمبر را خشم گرفت و از جاى برخاست و برفت ، ابو بكر از پى آن حضرت رفت و گفت : چون آن مردمرا دشنام مىداد تبسّم ميفرمودى و چون من بجواب پرداختم چه شد كه خشمناك رفتى ؟ فرمود : چون او به تو دشنام مىداد و تو ساكت بودى فرشته اى در ميان بود كه بجاى تو جواب مىداد ، و من از آن خندان مىشدم ، ولى چون تو بجواب مشغول شدى فرشته برفت و شيطان درآمد و آنجا كه شيطان باشد من نمىنشينم . اين سه پند را از من بخاطر بدار : هر كس ستمى بر او بكنند و او خشم خود فرو خورد و از مردم درگذرد خدا او را يارى كند و گرامى دارد ، و هر كس سؤال كند و از مردم چيزى بخواهد تا سرمايه اش زياد شود خدا بر فقر و درويشى او بيفزايد و هر كس بخششى كند خدا مال و سرمايه اش بيفزايد . « وَاللَّه يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ » 134 مقاتل معنى كرده است نتيجه ى بخشش و عفو و خوددارى از خشم آن است كه نيكوكار و دوست خدا باشد . حسن بصرى گفته است : يعنى خدا نيكوكار را دوست دارد كه به همه كس از دوست و دشمن مستحقّ و نامستحقّ احسان كند مانند باد و باران كه سود خود عام دارد و به همه رساند . ثورى گفته است : يعنى با آنكه با تو بدى كرده است نيكى كن ، و گر نه در برابر