ابراهيم عاملي ( موثق )
210
تفسير عاملي ( فارسي )
احسان پاداش است و نيكى ، سرى سقطىّ گفته است : يعنى در موقع امكان كه با تو بدى كرده است نيكى كن ، و گر نه فرصت بدست آرند نيكى مىكنند . « الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً » 135 طبرى : مجاهد گفته است : فاحشه يعنى كار زشت كه خدا اجازه نداده است و اصل فحش يعنى خارج از اندازه و مقدار سدّى گفته است : مقصود از فاحشه عمل منافى عفت است . مجمع : از عطا نقل است : مردى از انصار خرما فروش بود زنى زيبا چهره نزد او رفت كه خرما بخرد او گفت در خانه خرمائى بهتر دارم اگر به آن جا بيائى تو را دهم ، چون به خانه رفت و خرما داد او را در بغل گرفت و بوسيد زن گفت : از خدا بترس او پشيمان شد و نزد پيغمبر ( ص ) رفت و گفت : خود را هلاك كردم و قصّه ى خود را بگفت و مجازات خود را از آن حضرت خواست : اين آيه بر پيغمبر نازل شد . كلبىّ گفته است : پيغمبر ميان مردى از ثقيف با ديگرى از انصار خود برادرى برقرار كرد و مرد ثقفى را بجنگى فرستاد مرد انصارى متصدى كارهاى خانه ى او شد . روزى گوشت به خانه ى برادر دينى خود برد و چون زن او گوشت را گرفت او از پيش روان شد تا به او رسيد خواست او را ببوسد زن با دست صورت خود را پوشاند بوسه بر پشت دستش زده او گفت چه خوب نگاهدارى كردى از حقوق برادرى ؟ آن مرد پشيمان شد و چون از ابو بكر و عمر چاره ى كار خود خواست و جوابى نشنيد ، در بيابان مىگشت و بر گناه خود مىگريست . چون مرد ثقفى برگشت و زن از آنچه گذشته بود خبر - دارش كرد گفت : چون او را ببينم ملامت كنم اين آيه نازل شد . « أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » 135 طبرى : يعنى كارى بر خود كنند كه انجام آن بر آنها جايز نيست . مقاتل و كلبىّ گفتهاند : يعنى غير از زنا بقيّه ى اعمال جنسى . اصمّ گفته است : فاحشه گناه كبيره است و ظلم بنفس گناه صغيره است . ابو الفتوح : بعضى گفتهاند : مقصود از « فَعَلُوا فاحِشَةً » معصيت عملى است و « ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » گناه به زبان است .