ابراهيم عاملي ( موثق )
201
تفسير عاملي ( فارسي )
و شيء مبهم و بر همه چيز قابل تطبيق تا معنى چنين باشد : تو را با شكست پيروزى و زندگى و مردگى و خوب و بدكارى نيست يعنى وظيفه اى ندارى پس نتيجهء اين جمله براى ما چنين مىشود : به پيغمبر خطاب مىشود كار مردم با تو نيست و يا نفرين و انديشه ى بد براى مردم وظيفه ى تو نيست و چون به پيغمبر كه اختياردار مردم است بموجب آيت : « النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » يعنى پيغمبر اختيار هر شخصى را بيش از خودش دارد ، اينجور خطاب مىشود تكليف مردمان ، ديگر معلوم است كه با دعا و نفرين و بدگوئى و غمخوارى بىجهت نبايد مشكلات زندگى خود و ديگران را حلّ كرد و در كارهاى زندگى مردم وظيفه اى و دستورى براى ديگران نيست ، و در صورتى كه پيغمبر ( ص ) و تكيه گاه آدميّت و وسيله ى انسانيّت بشر چنين وظيفهء داشته باشد كه در برابر خوبى و بدى و انتقام و پاداش آرام باشد و بنفرين و كينه توزى آينده متوسّل نشود ، معلوم است كه مردم كه بايد به راه او و سنّت او رفتار كنند هر فكر و سخن كه نسبت به ديگران و آينده ى اشخاص بكنند و بگويند غلط است و انحراف و منافى با مفاد اين جمله ى قرآن چنان كه در جمله هاى بعد تكليف مردم به خدا محوّل شده است كه « يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ » چنان كه در ترجمه ى آن نوشتيم و همچنين در آيت بعد ، و شايد حافظ به اين مطلب اشاره داشته در اين شعر : عيب رندان مكن اى زاهد پاكيزه سرشت كه گناه دگرى بر تو نخواهند نوشت من اگر نيكم اگر بد تو برو خود را باش هر كسى آن درود عاقبت كار كه كشت 6 - آيت آخر براى تكميل آن يادآوريها بيك حقيقت مردمرا متوجّه مىكند كه موجوديت و آفرينش منتهى مىشود به خداوند آنگاه هر موجود در نتيجه ى وسائلى كه طبق مشيّت و مصلحت پيدايش يافته است مشمول مغفرت و عذاب مىشود . اينك توضيح معنى مشيّت و خواست خدا : 1 - فلاسفه ى اسلام مىگويند انسان در كارهاى زندگى فاعل بالتّسخير است يعنى خود كارش را انجام ميدهد