ابراهيم عاملي ( موثق )
202
تفسير عاملي ( فارسي )
بفرمان از مقام ديگر و عاليتر كه موجودات را مسخّر دارد و تحت فرمان ، اين مطلب را چنين مىتوان تصوّر كرد : اگرچه انسان در كارهايش آزاد است ولى ايجاد ميل و اراده ى به آنها از عالم ديگر به او الهام مىشود يا بقول مترلينگ از دستگاه دهنده ى ديگر با او مخابره مىشود . 2 - وجود و هستى خير است و بس يعنى آنچه موجود است خوب است و خداوند بد نيافريده است و آنچه بد ناميده مىشود از نظر سود و زيان خود ما است كه آنچه را نمىپذيريم بد مىناميم و اگر در چيزى آثار بد مشاهده كنيم چون نسبت بيك موضوع خاصّ نتيجه ى منفى داشته است و موجب نيست و نبود شده است ، به اين واسطه بد شده است . 3 - آفرينش عالم روى اساس علَّت و معلول نهاده شده است يعنى هر پديده اى موجب پيدايش ديگرى است بطورى كه اگر بتوانيم در خارج از دنيا بنشينيم و موجودات را زير نظر بگيريم مىبينيم كه تمام آفرينش از ميليونها سال پيش تا ميليونها قرن بعد همه بيكدگر وابسته و مربوط بيك هسته ى مركزى هستند ، پس مشيّت خداوند و معنى : * ( ( يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ ) ) * چنين است : آنچه طبق ناموس آفرينش و فرمان خداوند علل پيدايش آن اقتضاى آمرزش و مغفرت داشت آمرزيده مىشود و آنچه بموجب فرمان و قدرت خدا و قانون خلقت علَّت پيدايش او موجب عذاب مىشده است گرفتار و معذّب خواهد شد و چون قدرت بينهايت است و در نمودارى قدرت توقّف نيست كه پيوسته آثارش نمودار مىشود ، پديده ها و نتيجه هاى قدرت خداوند هم بينهايت است كه انواع و افراد جور بجور از آن نمودار مىشود ، يك ميوه تلخ يكى شيرين است و يكى آب شيرين و ديگرى شور است و يك گياه خار و يكى گل مىدهد يك حيوان درنده و آن ديگر طعمه ى او است و يك حيوان در آب و ديگرى در زير خاك زندگى مىكند پس انسان هم مثل ديگر موجودات انواع و افراد جور بجور است و مختلف كه نتيجه ى آن و عاقبتش مختلف