ابراهيم عاملي ( موثق )

19

تفسير عاملي ( فارسي )

مغرورند ارزش آن عارضى و موقّت است . 3 - جمله ى * ( ( هُمْ وَقُودُ النَّارِ ) ) * مىفهماند كه آن آتش سزاى بدكاران از اين گونه كسان افروخته مىشود كه آتشگيره مىشوند و دوزخ بوجود اينها روشن مىشود . در آخر آيات اشاره شده است بحسّ حقيقتجوئى و شخصيّت مسلمين كه عدّه ى سيصد و سيزده نفرى بدون هيچ وسيله فقط با طاعت از پيغمبر و دلبستگى به آن كلمات و فرموده ها و آيات قرآن كه عاشق توسعه ى آن بودن چون محبوب و معشوقشان بود بجلو هزار نفر دشمن محمّد رفتند با هفتاد يا نود شتر و دو اسب و هشت شمشير و شش زره ، بقيّه ى اسلحه و وسائل ، ايمان بود و ميل حقيقت خواهى و اعلاى كلمه ى لا إله الَّا اللَّه . اين است حقيقت * ( ( يُؤَيِّدُ بِنَصْرِه مَنْ يَشاءُ ) ) * كه خداوند در سرشت و خميره ى آنها خواسته ى حقيقتجوئى نهاده بود ، آنها هم با نيروى ايمان پى آن رفتند و به مقصود رسيدند . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 14 ] زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعامِ وَالْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَاللَّه عِنْدَه حُسْنُ الْمَآبِ ( 14 ) معنى لغات : ( قناطير ) جمع قنطار ، مال زياد و مهمّ . ( المقنطرة ) مال زياد جمع شده . ( الخيل ) اسب . ( المسوّمة ) نشانه دار و بچراگاه رها شده ( مآب ) از مصدر اوب بمعنى بازگشتن . جهت نزول : عبده ارتباط اين آيه را بآيات پيش چند احتمال داده است : 1 - چون مسيحيهاى نجران كه براى مباحثه با پيغمبر آمدند با لباسهاى زيبا بودند كه مسلمين آرزوى آن را كردند ، اين آيه براى آرامش دل آنها بود . 2 - رئيس و سرپرست آن عده گفت من معتقد بدرستى گفتار پيغمبر هستم ولى امپراطور رم به من احسان و احترام مىكند و اگر مسلمان شوم از نظر او مىافتم ، براى توبيخ او است . 3 - چون پس از جنگ بدر پيغمبر يهود را دعوت باسلام فرمود آنها به مال