ابراهيم عاملي ( موثق )
186
تفسير عاملي ( فارسي )
از جمله ى ( تبوّء مقاعد ) آنست كه قبل از روانه شدن پيغمبر ( ص ) مشورت كرد و در وضع معارضه ى با اعراب با اصحاب خود گفتگو كرد ، و نيز علماى ما گفتهاند : چون پيغمبر شنيد كه كافران باحد وارد شدهاند فرمود : گاو بخواب ديدم و تعبير نيك كردم و فال بد نزدم و نيز ديدم كه دم شمشير من رخنه دارد ( بگفته ى ابو الفتوح تعبير بشكست كردم ) و هم ديدم كه دست در زرهى محكم فرو مىبرم ، تعبير به شهر مدينه كردم كه اگر در اينجا بمانيم و آنها وارد شهر شوند با آنها در اينجا مىجنگيم ، ولى عدّه اى كه در جنگ بدر حاضر نشده بودند و هم آن عدّه اى كه بعد در جنگ احد كشته شدند عرض كردند ما را بجنگ اين سگها ببر تا نپندارند كه ترسيديم . عبد اللَّه بن ابى سلول عرض كرد : در اينجا بمان كه هر وقت ما براى جنگ بيرون شدهايم شكست ديدهايم و هر كه بسر ما آمده است او را شكست دادهايم ، تو آنها را به حال خود بگذار كه اگر در اينجا بمانند خود را به اختيار در بيابان حبس كردهاند ، و اگر وارد شوند مردهاى ما با آنها رو برو مىشوند و زن و بچه از بام بر سرشان مىكوبند و اگر هم برگشتند كه آنها محروم و ما آسودهايم ، ليكن مردم به پيغمبر اصرار ميكردند كه بجنگ آنها بروند . پس آن حضرت هم زره پوشيد و آماده ى جنگ شد ، و مقصود از جمله ى : * ( ( وَإِذْ غَدَوْتَ ) * . . . * ( تُبَوِّئُ ) ) * همين مشورت و گفتگوى پيغمبر است با مسلمانان و از عبد اللَّه مسعود نقل شده است كه او ( تبوّئ للمؤمنين ) با لام قرائت كرده است و معنى چنين مىشود كه براى آنها جا معيّن مىكردى . روح البيان : مقصود از اين جمله يادآورى است كه چون در روز احد تقوى و صبر نداشتيد به آن مصيبت گرفتار شديد اكنون هم اگر از دوستى كافران دست بر نداريد و صابر و شكيبا نباشيد گرفتار حيله ى آنها خواهيد شد . « مَقاعِدَ لِلْقِتالِ » 121 فخر : مقصود از مقاعد جاى نشستن نيست چون در جنگ نمىنشينند پس مقصود كليّه ى مكان و جايگاه است ، مثل اين آيه در وصف جايگاه بهشتيان : ( فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ) . « وَاللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ » 121 فخر : مقصود اشاره است به اين كه مىشنود آنچه در