ابراهيم عاملي ( موثق )

161

تفسير عاملي ( فارسي )

عبده : سفيدى و سياهى روى نتيجه ى عذاب در عالم ديگر است بشهادت آيات متعدّد كه گرفتاريها و آسايشهاى آن عالم بسياهى و سفيدى روى كنايه شده است و نيز از آيه ، عذاب دنيا و سياه روئى در اين عالم استفاده مىشود ، چنان كه مىبينيم ملَّتهائى كه اتّحاد دارند و وقت و فكر و سرمايه ى خود را براى مصالح اجتماع به كار مىبرند با كمال عزّت و خوشى هستند و سفيدى شادى از صورتهاى آنها پيداست و آن ملَّتها كه از يكديگر بيگانه هستند پيوسته خوار و پايمال ديگرانند كه اين بيچارگى در چهره ى آنها به صورت اندوه و سياه روئى نمايان است . « فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ » 106 طبرى : يعنى به آنهائى كه سياه روى هستند خواهند گفت چرا كافر شديد ؟ و در مقصود از جمله ى : « اكفرتم » اختلاف است : قتاده و سدّى گفته‌اند : يعنى مسلمانان كه از دين برگشتند و با يكديگر جنگيدند . ابىّ بن كعب گفته است : مقصود كليّه ى مردم است كه بموجب فطرت اوّل مؤمن هستند و در دوران زندگى به راه كج رفتند ، و عدّه اى گفته‌اند : مقصود منافقين است كه به زبان ايمان آورده‌اند و بدل كافر بوده‌اند و بهترين اين اقوال گفتار ابىّ بن كعب است كه آن روز همه ى مردم منحرف سياه روى هستند و كليّه ى كسانى كه در دين خود ثابت بوده‌اند روى سفيد نمودار مىشوند . ابو الفتوح نوشته : در كلام حذفى و اختصارى هست ، يعنى ايشان را گويند . ربيع و ابو العاليه گفتند : « بَعْدَ إِيمانِكُمْ » يعنى پس از اقرار شما در روز الست حسن - بصرى گفت آنانند كه اظهار كلمه ى ايمان كردند و منافق بودند و اين بعينه مذهب ماست . عكرمه گفت : مراد جهودان و ترسايانند كه پيش از آنكه رسول عليه السّلام آمد نعت و صفت او مىخواندند در تورات و انجيل و مقرّ بودند چون بيامدند و او را بديدند و بشناختند كافر شدند . حارث اعور گفت : از أمير المؤمنين علىّ ( ع ) شنيدم كه مىگفت بر بالاى منبر : مردى