ابراهيم عاملي ( موثق )
157
تفسير عاملي ( فارسي )
ابو علىّ جبّائى گفته است : امر بمعروف و نهى از منكر واجب است به حكم عقل و آنچه از دين نسبت به آن شنيده شده است موجب تشديد و تأكيد اين حكم عقل است ولى حق آن است كه وجوب آن بواسطه ى دستور دين است و گر نه عقل چنين حكمى ندارد مگر براى جلوگيرى از ضرر . فخر : امر بمعروف و نهى از منكر وظيفه ى مردم با فهم و عالم است زيرا در آيه بسه تكليف يادآورى شده است دعوت بخير و امر بمعروف و نهى از منكر ، و معلوم است كه انجام اين وظائف ممكن نيست مگر با اطَّلاع از آنها چون ممكن است چيزى را ندانسته دستور دهد و يا جلوگيرى كند و يا طبق مذهب و عقيده ى خود فرمان دهد با آنكه مذهب طرف بر خلاف آن باشد و يا بيشتر از اندازه تكليفى معيّن كند كه موجب ناراحتى طرف بشود و در مخالفت اصرار نمايد . نتيجه ى مطلب كاشانىّ در تأويلات : دعوت بخير يا بسوى حقّ تعالى است يا به آنچه موجب وصول بحقّ باشد و معروف كارهائى است كه در دين معيّن شده است براى وسيله ى تقرّب به حق و منكر موجبات محروميت از نزديكى به خدا است پس آنكه بمقام توحيد و استقامت در دين نرسيده است لايق دعوت و امر و نهى نيست اگرچه خداپرست باشد چون ممكن است كسى كه از توجّه بحقّ خود را بخواسته هاى مادى مشغول كرده است حرامى را حلال بشمارد مثل اينكه به كار بردن پاره اى و مقدارى از مسكرات را مضرّ بدين نشمارد و يا مختصر تصرف در اموال مردم را زشت نداند و يا به تواضع و قدردانى احسان اهميّت ندهد . عبده : دعوت بخير و امر و نهى يا عمومى است يا مختصّ بافراد معيّن است : اوّل : دعوت عمومى مسلمين است كه ملل ديگر را بنور اسلام رهبرى كنند و پس از پذيرفتن دعوت ، معروف و منكر دين را به آنها نشان دهند البتّه نتيجه ى چنين همّت عالى و همكارى عمومى نابودى خواسته ها و هوسهاى فاسد است و براى بخل و حسد و عداوت جائى باز نخواهد ماند . دوّم : دعوت بخير و امر و نهى افراد مسلمين است نسبت بهم كيشان غافل و