ابراهيم عاملي ( موثق )

148

تفسير عاملي ( فارسي )

شاهد و عادل در ميان ملَّت خود هستيد كه بگفتارتان اطمينان دارند پس چگونه اغفال مردم شايسته ى شما است ؟ « وَمَا اللَّه بِغافِلٍ » 99 فخر : در آيت اوّل : « اللَّه شَهِيدٌ » گفته شده است چون آشكارا مىگفتند پيغمبر دروغ مىگويد و كفر خود را نمودار مىكردند مناسب است كه گفته شود : خدا گواه كار شما است و چون با نيرنگ مردم را گمراه مىكردند مناسب است كه گفته شود : خدا از كارتان بىخبر نيست . و * ( ( مَا اللَّه بِغافِلٍ ) ) * گفته شده است . سخن ما : كلمهء اهل الكتاب شامل عموم علماى يهود و نصارى است ، و شايد همه ى آنها دانسته و فهميده معارضه نمىكردند . اگر يك عده جاه طلب و شيطان صفت مطلب براى آنها روشن بود ، و پا روى حقّ مىگذاشتند ، شايد يك عده هم فقطَّ بواسطه ى انحراف سليقه و تعصّب در راست و دروغ گفته هاى پيغمبر ( ص ) فكر نكرده و نسنجيده آنها را تكذيب مىكردند ، به اين مناسبت خطاب باهل كتاب در دو آيت پى در پى تكرار شده است : در آيت اوّل خطاب بآنهائى است كه از تعصّب و كهنه پرستى ، چشم بسته منكر پيغمبر ( ص ) شده‌اند و به همين مناسبت خطاب با آنها ساده بر - گذار شده است كه خدا از عقيده و كفر شما با خبر است پس مطمئنّ به افكار و عقايد قديمى نباشيد خود هم فكر كنيد تا حقيقت براى شما آشكار شود . در آراء و عقايد مردم اين مطلب خوب روشن است كه بيشتر مردم بلكه همان طبقه ى با سواد در عمده ى عقايد و تصديق و تكذيبهاشان مقلَّد و متأثّر از تلقينها و گفته هاى ديگران هستند ، براى معرّفى اين طرز عقل و عمل افسانه اى نقل مىكنند : عدّه اى دور كسى را گرفته و داد و فرياد به پا كرده بودند كه اين شخص بيدين است در اين گير و دار يكى با لباس علما و صلحا وارد معركه شد و چاقوى از جيب بدر كرد و آن متّهم را كشت و پس از فراغ عمل مىگفت معلوم نشد اين خبيث چه تقصير داشت ؟ با اندكى دقّت در فكر و سليقه ى مردم اين حقيقت به خوبى آشكار مىشود و پيوسته هزاران همانند آن به گوش و چشم مىرسد شايد آيت اوّل سرزنش اين جور فكر و عمل باشد . در آيت دوّم روى سخن با آنهائى است كه دانسته و سنجيده كافر