ابراهيم عاملي ( موثق )

147

تفسير عاملي ( فارسي )

2 - پس از بيان لزوم انجام حجّ آنها را سرزنش مىكند كه چرا منكر حجّ مى - شويد با اينكه خود درستى آن مىدانيد ؟ « لِمَ تَصُدُّونَ » 99 ابو الفتوح نوشته : در كيفيّت صدّ بر دو قول گفتند : يكى آنكه جهودان بتذكير و ياد دادن كارزارى كه در جاهليت از ميان اوس و خزرج بود ايشان را بر يكديگر اغرا كردندى تا ايشان بر يكديگر بيامدندى و حميّت جاهليّت ايشان را بر آن كه محافظ و مراعات اسلام يكسو نهادندى و با سر كينه ى كهن شدندى . اين قول زيد بن اسلم است ، و حسن گفت : آيه بر جهودان و ترسايان است و آن ، آن بود كه ايشان عرب را گفتندى : اين محمّد نه آن محمّد است كه ما ، نعت و صفت او در تورات و انجيل خوانده‌ايم . فخر : جلوگيرى و صد آنها اين طور بوده است كه با مردمان ضعيف و كوتاه فكر چيزهائى مىگفتند تا آنها شاك و دو دل شوند مثل اينكه صفات پيغمبر در كتابهاى ما نيست . « عوجا » 99 مفسّرين نوشته‌اند : با زبر عين بمعنى كج در محسوسات است مثل ديوار و درخت و با صداى زير عين بمعنى كجى معنوى و انحراف است مثل كجى در گفتار و كردار و انديشه . مجمع : يعنى چرا مىخواهيد مردم از راه مستقيم حقّ به طرف گمراهى كج بشوند و بعضى گفته‌اند : يعنى اين راه را از غير استقامت و غير شايسته تعقيب مىكنيد . « وَأَنْتُمْ شُهَداءُ » 99 ابو الفتوح : شما گواه هستيد كه منع از راه خدا روا نيست ، و يا شهداء بمعنى عقلاء است مثل : « أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ » يعنى او گوش فرا داد با خرد و عقل و مقصود آن است با اينكه شما خردمند هستيد چرا چنين هستيد ؟ و قولى ديگر آن است كه شما گواهيد بر آنكه در تورات و انجيل نوشته است كه دين مسلمانى دين خدا است و حق . فخر : 1 - شما شاهد معجزات و نشانه هاى پيغمبرى محمد هستيد ، 2 - شما