ابراهيم عاملي ( موثق )
114
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللَّه ) * - تا آخر » 77 طبرى : يعنى سخنى كه خشنود شوند نمى - شنوند و مشمول عطوفت نمىشوند و از پليدى كفر و گناه پاك نمىشوند . ابو الفتوح نوشته است : يعنى با ايشان سخنى نگويد كه ايشان را در آن نفعى باشد و خيرى . و قولى ديگر آنكه اين عبارت باشد از استخفاف بايشان يعنى ايشانرا آن وزن ننهد كه بايشان سخن گويد . صفيعليشاه مىگويد : زشتى اخلاقشان وقت هلاك هست ايشان را عذابى دردناك سخن ما : 1 - جمله ى « لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ » معرّفى مىكند مردمى كه حرص و طمع را به زير پرده ى دين مىپوشانند و بنام كافر و بيدين اموال ديگران را بر خود حلال مىدانند . در انقلاب مشروطه ى ايران مردى مالدار در خراسان بود كه محسود ارباب طمع شده چند عمامه بسر و ملانما ببهانه ى تخلَّف او از حكم شرع از شهرى ديگر مسافرت كردند و بر سر او رفتند و غارتش كردند . خودم از يكى آنها كه تا چند سال پيش زنده بود تفصيل آن ماجرى پرسيدم ، گفت زحمت و بدنامى ما برديم و بهره را ديگران . و باز ديگرى را سراغ دارم كه در آغاز اجراى قانون ثبت باستناد سند بىاصل خريدارى عمارتهائى كه به منظور جلوگيرى از مقررات معاملات اتباع خارجه بنام او تنظيم شده بود بر تقاضاى ثبت كه از طرف مالك صادر شده بود اعتراض كرد تا اينكه با وساطت چند استفاده جو در حضور يك نفر از علما به مبلغ بسيار مهم حقوق خود را صلح كرد و اكنون همه ى آنها مردهاند . بخاطر دارم كه از يكى پرسيدم اين چه عملى است و چگونه اين مال بر اينها روا است ؟ جواب داد : صاحب عمارت مردى بسيار ثروتمند است كه از پرداخت حقوق واجب خوددارى مىكند اين مبلغ را كه از او بگيرند به جائى ضرر ندارد ، و نظير اين گونه پرده پوشيهاى مذهبى هميشه از مردم طمعكار ديده مىشود و اين روش تربيتى قرآن است كه اين گونه كارها را زشت مىشمارد و مرتكبين آن را توبيخ مىكند . 2 - آيت آخر چون سخن گفتن و نظر انداختن كنايه از رابطه و آشنائى است