ابراهيم عاملي ( موثق )

28

تفسير عاملي ( فارسي )

همزاد هستند كه اگر يكى از ديگرى جدا شد هر دو نابود شوند . * ( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) * : روح البيان : اين جمله را كه بعد از امر بعبادت آورده شده است اشاره دانسته‌اند به اين كه آخر درجه‌ى كمال سالك تقوى است يعنى دورى از هر چيز غير از خدا و كلمه‌ى ( لعلّ ) اشاره است كه عابد نبايد مغرور بعبادت خود شود بلكه بايد هميشه با ترس و اميد باشد سعدى گفته است : اگر مردى از مردى خود مگوى نه هر شهسوارى بدر برد گوى * ( فَلا تَجْعَلُوا لِلَّه أَنْداداً ) * - 22 روح البيان : مفاد اين جمله را سعدى چنين گفته است : اگر عزّ و جاه است اگر ذلّ و قيد من از حقّ شناسم نه از عمر و زيد كشف الاسرار : شبلى بغدادى بر منبر مردم را وعظ ميكرد و از قيامت مىگفت و مىگريستند ابو الحسن نورى بر آنجا گذر كرد و گفت : اينقدر مردم را ميازار كه آن روز چندان دراز نيست با دو كلمه برگذار مىشود و بس . من تو را بودم . تو كه را بودى ؟ * ( فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه ) * 23 - فخر : اين جمله‌ها معجزه‌ى مهمّ پيغمبر و موجب بيچارگى مخالفين بود چون با عداوت شديد عرب و اتّخاذ وسائل متنوّع و دادن جان و مال براى نابودى آن حضرت در اين موقع كه او بمعارضه دعوتشان مىكند و آنها ساكت مىنشينند و دم نميزنند بزرگتر دليل بر عجز آنها است و نيز با آنكه پيغمبر در عقل و حلم و حزم و مواظبت از كوچكترين گفتار و كردار خود نظير و منكر نداشت اين ادعا خود كاشف از كمال اطمينان آن حضرت بود بر ناتوانى كافران و عجزشان از گفتن سخنى مانند قرآن و همين اقدام و معارضه معجزه‌ى ديگر بود كه موجب عظمت بيشتر در نظر مخالفين شد و باز اظهار آن حضرت در دنباله‌ى اين سخنها كه عاجز هستيد و نمىتوانيد همانند قرآن بياوريد تفوّق ديگرى بود از آن حضرت بر آنها و بيچارگى بيشتر آن مردم كه اطمينان پيغمبر و عجز آنها را نمودار كرد و همانطور كه در زمان خودش با اين مطالبه مخالفين را عاجز كرد در دوره‌هاى بعد هم مخالفين