ابراهيم عاملي ( موثق )

15

تفسير عاملي ( فارسي )

پند شنيدن هستند و نه مىتوانند ببينند ديگران چه ميكنند و ياد بگيرند ] و براى آنها عذاب سخت آماده است . سخن مفسرين : * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * 6 . روح البيان : بغوى گفته است . چهار جور كفر تشخيص داده‌اند : 1 - كفر از نادانى كه حق را نمىشناسد 2 - كفر انكارى كه بدل ميداند و به زبان انكارى مىكند ميگويند : شيطان چنين كافرى است 3 - كفر نفاقى كه به زبان ميپذيرد و در دل رد مىكند مثل دينهاى مصلحتى 4 - كفر عنادى . يعنى به منظور سركشى و مخالفت تسليم نمىشود كه حقّ را بشنود و بپذيرد مثل آنها كه با پيغمبر معارضه ميكردند و با بلند كردن آواز و دستزدن ديگران را هم از شنيدن قرآن باز ميداشتند * ( أأَنْذَرْتَهُمْ ) * 6 - مجمع : ( انذرتهم ) با يك همزه نيز قرائت شده است و هم با مد همزه‌ى اوّل و لين همزه‌ى دوّم قرائت كرده‌اند . * ( خَتَمَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ ) * 6 مجمع : كلمه‌ى ( غشاوه ) چند جور قرائت شده است 1 - با كسر غين و رفع تا و هم نصب تا 2 - ضمّ غين كه منقول از حسن بصرى است 3 - فتح غين 4 - غشوة بدون الف و معنى قلب همان است كه ( فؤاد ) نيز مينامند و مقصود عقل و نيروى ادراك است روح البيان : سيّد در كتاب تعريفات گفته است : قلب لطيفه‌اى است ربّانى كه با اين عضله‌ى درونى وابستگى دارد و همان حقيقت آدمى است كه در آيه‌ى ديگرى آمده است ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ ) و معلوم است كه مقصود همان نيروى عاقله است . جامى در اين شعر دل را خوب توصيف كرده است . نيست اين پيكر مخروطى دل بلكه هست اين قفس طوطى دل گر تو طوطى ز قفس نشناسى به خدا ناس نئى نشناسى علماى اخلاق گفته‌اند : آنچه موجب مهر بر دل مىشود و پرده‌اى در جلو چشم و گوش ، اصرار بر گناه و غفلت از خدا و محكم كردن سر كيسه‌ى پول و مضايقه در احسان به فقرا است . روايت است كه پيغمبر فرمود : دل مانند آئينه زنك مىزند آن را جلا دهيد