ابراهيم عاملي ( موثق )
13
تفسير عاملي ( فارسي )
چيزى درمييابد كه علم است و يقينى است . دوّم - عين اليقين يعنى اگر آن مرتبهى اوّل و ادراك باطنى كامل شد و آن موجبات علم در جلو چشم مجسم شد و اخلاق شخص مطابق با علم او شد و خالص شد اين گونه يقين عينى و ثابت خواهد بود بطورى كه ترديد و تشكيك ديگران در چنين يقين اثر نمىكند . سوّم - حقّ اليقين است يعنى اگر مرتبهى دوّم يقين كه عين اليقين است به آن اندازه رسيد كه خود مورد يقين در برابر حواسّ شخص سالك مجسم شد و پرده ها از جلو چشمش برداشته شد بدرجهى حقّ اليقين ميرسد كه به آنچه يقين دارد آن را محقّق و نمودار براى خود مييابد چنان كه آن جوان انصارى كه پيغمبر حالش را پرسيد عرض كرد شب را با يقين برگذار كردم آن حضرت از علائم يقين او پرسيد او گفت : مردم آن عالم را ميديدم كه چگونه بعضى در خوشى و دستهاى گرفتارند پيغمبر فرمود : راست گفتى اين است مرتبهى حقّ اليقين . و نيز گفتهاند : علم اليقين عمل به احكام دين است و اگر كاملتر شد و عمل با اخلاص بود عين يقين است و اگر عمل كاملتر شد حقّ اليقين مىشود كه واقعيّات و نتايج احكام و وظايف انسان نمودار و مشهود مىشود و همان است كه در قرآن بپيغمبر خطاب شده است ( فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ) . مثنوى گفته است . اهل صيقل رستهاند از بو و رنگ هر دمى بينند خوبى بىدرنگ نقش قشر علم را بگذاشتند رايت علم اليقين افراشتند برترند از عرش و كرسى و خلا ساكنان مقعد صدق خدا علم كان نبود ز او بيواسطه آن نپايد همچو رنگ ماشطه و نيز مردم متيقّن و اهل يقين را توضيح كردهاند كه مرد فكر و استدلال هستند و آنچه دور از حواسّ و درك آنها باشد با استدلال و فكر ثابت ميكنند و ميپذيرند . * ( أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ ) * - 5 فخر : عون بن عبد اللَّه گفته است : هدايت و راهنمائى از جانب خدا بسيار است ولى انكه بتواند راه را بيابد و بر آن باشد كم است چنان كه ستارهى آسمان زياد است ولى عدّهى معيّن از آن استفاده ميكنند و كلمهى