ابراهيم عاملي ( موثق )
417
تفسير عاملي ( فارسي )
روح البيان : ابو عبيده گفت : اين جمله روشن مىكند تكليف دوستان را در مسافرت كه در مخارج همه شريك مىشوند . و در مقدار مصرف مختلف هستند بعضى كم و بعضى بيش استفاده مىكنند و شايد دستهى اوّل ناگوارى در دل داشته باشند و چون در مال يتيم اين اندازه گذشت و مسامحه مجاز شده است پس با دوستان بيش از اين لازم است صرف نظر كنند و گر نه رعايت دقّت در اين كار بسيار دشوار ميشد . بعضى گفتهاند مقصود از مخالطت ازدواج است كه ميان فرزند خود و يتيم ازدواج كنيد تا دوستى محكمتر شود و وحشت و ناراحتى يتيم مرتفع شود حكايت كردهاند كه رستم با همه قوت و شجاعت خود پيوسته از اسفنديار شكست مىخورد آخر با يك چوبهى تير كه بر چشم او زد شكستش داد سبب آن بود : اسفنديار در اوّل جوانى يتيمى را با شاخهاى زد كه يك چشمش كور شد ، آن يتيم چوب را برداشت و در زمين كاشت و آن درختى شد از قضا چوب تير رستم از اين درخت بود كه عاقبت اثر خود را بخشيد و عمل زشت اسفنديار دامن گيرش شد سعدى گفته است : چو بينى يتيمى سر افكنده پيش مده بوسه بر روى فرزند خويش الا تا نگريد كه عرش عظيم بلرزد همى چون بگريد يتيم و اين جملهى « تُخالِطُوهُمْ » اشاره است بلزوم اعتياد انسان در غذا خوردن با جماعت زيرا بدترين مردم كسى است كه تنها غذا بخورد و با مردم آميزش نداشته باشد . * ( وَاللَّه يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ ) * الخ - 219 تفسير نيشابورى : در جمله « يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ » تهديد بزرگى است بر بيباكى در كار يتيم و اشاره است كه : خدا مواظب است و در حقيقت خودش عهدهدار كار يتيمان است و از اختيار داران يتيم بازخواست خواهد كرد كه چرا در كار يتيم تقصير كردند . از ابن عباس روايت است : قبل از اسلام مردم عادت داشتند باستفادهى از مال يتيم و گاه مىشد كه با دختر يتيمى براى خوردن مالش ازدواج ميكردند يا بفرزندشان تزويج ميكردند كه از اختيارشان خارج نشود .