ابراهيم عاملي ( موثق )
392
تفسير عاملي ( فارسي )
جهت نزول : طبرى : اختلاف نيست كه اين آيه در موقع كشتن « عمرو بن الحضرمى » نازل شد . ابو الفتوح و طبرى گفتهاند كه پس از هفده ماه از هجرت ماه جمادى الآخر دو ماه قبل از جنگ بدر پيغمبر پسر عم خود عبد اللَّه بن جحش را با هشت نفر از مهاجرين مأمور فرمود و نامهاى سر بسته به دو داده و فرمود برو با نام خدا و چونكه دو روز راه پيمودى نامه را بگشا و براى يارانت بخوان و به آن رفتار كن و اگر كسى نخواهد با تو همراهى كند مجبورش مكن . او چون به دو منزلى مدينه رسيد نامه را باز كرد نوشته بود پيش برو تا برسى « بنخيله » « 1 » در آنجا بكمين كاروان بازرگانان قريش باش و ما را از آن آگاه كن ، چون نامه را خواند گفت از جان و دل فرمانبردارم و رفقايش را از آن مطَّلع كرد همه با او موافقت كردند و روانه شدند . چون بنخيله رسيد قافلهى تجار قريش از طائف ميآمد موز و پوست و ديگر اجناس محصول طائف بار داشت چون مسلمانان را ديدند ترسيدند عبد اللَّه بن جحش گفت اينها ترسيدند ، سر يك نفر را بتراشيد « 2 » تا گمان برند كه قصد عمره داريد و از شما آسوده خاطر شوند . سر عكاشة بن محصن اسدى را تراشيدند ، چون قريش ديدند عكاشه سر تراشيده است گفتند اينها زائران هستند و آزارى ندارند . و چون آن روز آخر جمادى بود يكعدّه از مسلمانان گفتند : امروز از رجب و ماه حرام « 3 » است عدّهاى گفتند : هنوز رجب نشده است و اگر بخواهيم كارى بكنيم بايد تا شب نشده انجام دهيم كه فردا رجب است و ماه حرام جنگ روا نيست . پس از ترديد و ترس تصميم گرفتند . بهر كس كه دست يافتند بكشند و آنچه داشت ببرند . واقد بن عبد اللَّه تيرى زد بعمرو بن الحضرمى و او را كشت و عثمان بن عبد اللَّه و حكم بن كيسان را اسير گرفتند ، و عبد اللَّه جحش
--> ( 1 ) با ضمّ نون و فتح خاء نام محلَّى است ميان مكّه و طايف . ( 2 ) رسمى بوده است در عرب كه هنگام معينى از سال قمرى آهنگ زيارت كعبه مىكردند و نشانهى آن سر تراشيدن بود . ( 3 ) ماههائى كه عرب به هيچ روى دست بشمشير نمىبرد .