ابراهيم عاملي ( موثق )

393

تفسير عاملي ( فارسي )

با ياران و اسيران و اموال بمدينه وارد شد . طبرى نقل كرده است : عبد اللَّه گفت : خمس اين اموال مخصوص پيغمبر است و آن را جدا كرد و بقيه را تقسيم كرد و هنوز حكم خمس معيّن نشده بود و چون حضور پيغمبر ص رسيدند فرمود : من بشما دستور ندادم كه در ماه حرام جنگ كنيد اموال و اسيران را متوقّف گذاشت و تصرّف نفرمود و زبان مردم به آنها دراز شد كه شما بر خلاف امر پيغمبر رفتار كرده‌ايد و حرمت ماه حرام برديد . قريش گفتند : محمّد در ماه حرام جنگ و غارت كرد و اسير گرفت . مسلمانان مكّه به آنها جواب ميدادند كه در آخر جمادى بوده است نه در ماه حرام و يهود براى پيغمبر فال بد زدند و گفتند عمرو بن حضرمى كشته شد جنگ بر پيغمبر معمور و آبادان شد و حضرمى موجب حضور جنگ بر پيغمبر شد . واقد بن عبد اللَّه كه قاتل است موجب برافروختن آتش جنگ بر عليه پيغمبر است . به اين روش فال بد زدند و نتيجه‌اش بر خلاف آن در جنگ بدر براى مسلمين ظفر و براى قريش شكست شد . چون پيغمبر ص بر كار آنها اعتراض فرمود عبد اللَّه و يارانش گفتند ما عمرو بن حضرمى را كشتيم پس از آن در شب ، ماه رجب را ديديم نمىدانم در رجب او را كشته‌ايم يا در جمادى مردم در سرزنش و اموال در توقيف و عبد اللَّه با يارانش انديشناك بودند كه اين آيه نازل شد . ترجمه : 217 اى محمّد از تو ميپرسند : جنگ به ماه حرام چگونه كارى است ؟ بگو : جنگ در آن گناهى است بزرگ و جلوگيرى از راه خدا و مصلحت انسانى است و كفر به خداوند است و خوار شمردن مسجد الحرام . ليكن برون كردن مردم مسلمان آنجا از آن ، بزرگتر گناه بپيشگاه حقّ بود و آشوب و آزار مسلمانان بدتر است از آدم كشتن . و بدانيد : اين كافران تا توانند آرام از جنگ با شما نشوند تا شما را از مسلمانى بگردانند و آنكه از شما ، ز دين خود بگردد و بيدين بميرد آنچه كرده به دنيا و آخرت نابود شود و يار آتش بود كه پيوسته بدرون آن باشد . جهت نزول : طبرى : پس از آنكه آيه نازل شد و عبد اللَّه بن جحش و يارانش آسوده‌خاطر