ابراهيم عاملي ( موثق )
330
تفسير عاملي ( فارسي )
و آن كار تمام . اى راه تو را دليل ، دردى فردى تو و آشنات فردى از جام تو دانهاى و عصرى « 1 » و ز جام تو قطرهاى و مردى گفتا : چون از آن وجد و وله آسودهتر شدم خود را در بند و زنجير يافتم حكمش را پسند كردم و بقضائش رضا دادم دانستم كه وى دوستان خود را بد نخواهد تا خود سر انجام اين كار بچه برسد . گفتم : چه گوئى اگر تدبير كنم و حيلت سازم تا بدار الاسلام شويم و اسلام را تربيت كنيم ؟ كه دريغ آمد مرا چون تو عزيزى را بدار الكفر بگذاشتن گفت : يا ابن الخواص چه مردى بود بدار الاسلام اسلام را پرورش دادن ؟ مرد آن است كه بدار الكفر اسلام را در برگيرد و بجان و دل بپرورد و در دار الاسلام چيست كه در آنجا نيست ؟ گفتم كعبهى مشرف معظَّم مكرّم كه مقصد زائران است و مشهد مشتاقان گفت : كعبه را زيارت كردهاى ؟ گفتم زيارت كردهام آن را هفتاد بار . گفت : برنگر نگرستم كعبه را ديدم بر سر سراى وى ايستاده آنگه گفت اى پسر خواصّ هر كه بپاى رود كعبه را زيارت كند و هر كه بدل رود كعبه به زيارت وى شود . گفتم : به آن خداى كه تو را بعز اسلام عزيز گردانيد كه سر اين با من بگوى اين منزلت بچه يافتى ؟ گفت نكردم كارى كه آن حضرت را بشايد اما حكمش را پسند كردم و به قضاى وى رضا دادم روح البيان : كلمهى « للَّه » يعنى براى خدا اشاره بجلوگيرى از افكار و اعمال عرب است كه آنها هم حجّ مىكردند اما نه براى خدا و وظيفهى دينى بلكه براى حاضر شدن در مجمع عمومى و معبد قديمى و يا براى خودنمائى و خواندن شعر و نماياندن مفاخر خود و يا براى تجارت و فروش اجناس . از اين جهت امر شد كه با شرائط آن را انجام دهيد و براى خدا و قصد تقرب به او باشيد نه براى خواستهها و تمايلات شخصى .
--> ( 1 ) عصر : فشردن ، مقصود اين است كه در شراب عشق يك دانه انگور و يك فشردن كار خود مىكند .