ابراهيم عاملي ( موثق )

323

تفسير عاملي ( فارسي )

ابو الفتوح نوشته است : ايشان امساك كردندى و سفرهاى خطرناك كردندى براى جمع مال ، حقّ تعالى از هر دو نهى كرد به اين آيه . حبيب بن الحارث نزديك رسول آمد گفت : من مردىام كه تعرّض گناه بسيار كنم مرا تدبير چى است ؟ گفت : توبه كن گفت : توبه مىكنم باز بر گناه مىشوم گفت : پس از آن با سر توبه شو گفت : يا رسول اللَّه پس گناه من بسيار شود گفت اى حبيب عفو خداى از گناه تو بيشتر است . فضيل بن عياض گفت معنى آيه آن است كه خود را در هلاك ميفكن به گمان بد كه ، بخداى برى ، نه بينى كه در عقب اين گفت : « وَأَحْسِنُوا » مراد آنكه : بخداى گمان نيك ببريد كه خداى دوست دارد آنان كه به او خوش گمان باشند . * ( وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) * - 194 حسينى نوشته است : مثنوى بخل و خسّت مرد را رسوا كند بلكه در چاه هلاكش افكند روى جنّت را كجا بيند بخيل ؟ بسته به ، افتاده اندر پاى پيل اسخيا را با جهنم كار نيست جاى ممسك جز ميان نار نيست عكرمه گفته است : يعنى گمان نيك داشته باشيد كه آنچه مىدهيد خدا عوض مىدهد . كشف نوشته : مصطفى گفت احسان آن است كه خداى را در بيدارى و هشيارى پرستى چنانك گوئى در وى مىنگرى و خدمت كه كنى چنان كنى كه ويرا مىبينى اين حديث اشاره است بملاقات دل با حقّ و معارضه‌ى سر با غيب . روح البيان : « يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ » يعنى خدا براى نيكوكاران خير و سعادت مىخواهد و سعدى گفته : كرم كن كه فردا كه ديوان نهند منازل به مقدار احسان نهند چى است احسان از خوديّت رستگى بر حقّ از راه فنا پيوستگى گر دلى از سرّ احسان واقف است هم موحّد بر خدا هم عارف است گر جوى در راه دين دارى تنيز نيست احسان غير عرفان اى عزيز