ابراهيم عاملي ( موثق )
324
تفسير عاملي ( فارسي )
آنكه خود حق بود و حق را ميشناخت خفت جاى احمد و جان فديه ساخت آنكه جان اينسان دهد كى در غم است كاين خلافت شيئى اندر عالم است تا پس از پيغمبر از اين رهگذر كينه گيرد با ابو بكر و عمر سخن ما : 1 - در مراجعت از حديبيه مردم ناراحت بودند كه تحت فشار اعراب قرار گرفتند . سال بعد كه طبق قرارداد با اسلحه وارد مكّه شدند باز بواسطهى تكرار گذشته و رو برو شدن با مشركين و جنگ در ماه حرام انديشناك شدند . با اين آيات آسودهشان كرد كه رعايت آئين و حكم تا آنگاه لازم است كه اضطرار نباشد ولى در موقع اضطرار حدود و احترامات ساقط است و بايد بدكار را سزا داد . 2 - آيت 193 « الشَّهْرُ الْحَرامُ » الخ در هر جامعهاى هر چند وحشى باشد افرادى در آن يافت ميشوند كه بتوانند آنها را رهبرى كنند و از نابودىشان جلوگيرى نمايند . بسيار مىشود كه عواطف انسان بر احساس و ميل او غالب مىشود براى مثال شخص بخيل ممكن است از عاطفهى نوع دوستى يا دينى خود متأثّر شده بخشش بر خلاف انتظار بكند و يا شخص بدخو و خشن بموجب محرّك عاطفى از قبيل : زن - اولاد - دوستان - مبادى دينى بكلَّى عوض شده با كمال مهربانى و ملايمت رفتار كند . براى عرب خشن وحشى ، سه ماه پى در پى ماه حرام معيّن شده است : ذو القعده - ذو الحجّه - محرّم و يك ماه با فاصلهى از اين سه ماه بنام رجب . البتّه آنهائى كه اين آئين ماههاى حرام را معيّن كردهاند مردمى دقيق و باريك بين بودهاند كه بواسطهى ايجاد عاطفهى دينى يا ملَّى قوهى غضبى و ميل آدمكشى عرب را تا اندازهاى محدود كردهاند و اين عاطفه به آن اندازه در آنها مؤثّر بود كه اگر كسى قاتل برادر يا پدر خود را در اين ماهها پيدا مىكرد متعرّض او نمىشد . معلوم است كه اسلام دورهى سال را ماه محرّم قرار داده و اجازه نداده است كه مردم بجان هم بيفتند و يكديگر را بكشند . پس تصويب اين آئين قديمى و احترام ماههاى حرام از وظائف پيغمبر بود كه وسيلهى جلوگيرى از قتل و غارت آنها بشود لكن احساسات و عواطف اگرچه مولود مبادى شريف باشد در برابر منطق صحيح و عقل ارزش ندارد . پس آئين ملى و احترام ماه حرام تا