ابراهيم عاملي ( موثق )
81
تفسير عاملي ( فارسي )
از طرف بيت المقدس او را و نژاد مصرى را گرفت و سوخت و بنى اسرائيل سالم ماندند ، از غيبگوها پرسيد ، گفتند : فرزندى در آنها پيدا بشود كه تو را نابود كند ، او هم دستور داد پسران را بكشند . مورخين مىگويند بنى اسرائيل پس از انتقال از كنعان بوسيلهى حضرت يوسف مدتى در اراضى حاصلخيز مصر سفلى رو بفزونى گذاشتند تا وقتى كه فراعنهى سرزمين ( تب ) . قوم هلكسى را از مصر بيرون كردند همان اوقات زندگى بنى اسرائيل هم دگرگون شد و در فشار افتادند و آنها را به كارهاى سخت وادار مىكردند تا بوسيلهى حضرت موسى در حدود هزار و چهار صد يا هزار و دويست قبل از ميلاد از مصر خارج شدند و در بيابانهاى شبه جزيرهى سينا به بيابان گردى زندگى از سر گرفتند . سخن ما : يهود را متوجّه مىكند بسوابق تاريخى آنها كه در حدود دو هزار سال از آن گذشته است و در تورات هم كه عدّهى معدودى مىخواندند و از آن اطَّلاع داشتند اين سرگذشت آنها نوشته شده است . امّا پيغمبر ص كه چيزى نخوانده و از تورات آنها اطَّلاعى ندارد با اين بيان شيواى خود در چند كلمه اين گذشتهى دور را بخاطرشان آورد تا بدانند آنها و ديگران كه زندگى تحوّلات زياد دارد و براى انسان همهگونه پيشآمدها و رنج و شادى ممكن است . مثنوى چه خوب توصيف مىكند گرفتارىهاى انسان را از نظر تربيت نفسانى ؟ درد پشتم داد حقّ تا من ز خواب برجهم در نيمه شب با سوز و تاب دردها بخشيد حقّ از لطف خويش تا نخسبم جمله شب چون گاوميش