ابراهيم عاملي ( موثق )
48
تفسير عاملي ( فارسي )
خداوند جدائى و ناسازگارى نيست و موافقت ميان دو همانند است كه خدايرا همانندى نباشد قبول كن كه در فرمانبردن و نافرمانى من هيچكاره بودم چون در برابر او قدرتى نيست و با همهى اين گفتهها نااميد نيستم كه خود گفته است مهر و محبّت من همه چيز را فراگرفته است و من هم چيزى هستم ، گفتم : شرط مهر و رحمت خدا پرهيزگارى است . گفت : بيهوده مگو كه شرط در آنجا است كه ندانند چه خواهد شد و در پيشگاه خدا نادانى و جهل تصوّر ندارد اين را بگفت و از نظرم ناپديد شد ) . تأويلات كاشانى : ابليس قوّهى واهمهى انسانى است ( مقصود از قوّهى واهمه آن خاصيّت آدمى و حيوانى است كه رابطهاى ميان خود و موجودات را حسّ مىكند و مثال زدهاند : برّه كه هيچ گرگ نديده چون گرگ ببيند فرار مىكند چون موجب فرار قوّهاى است كه بره را از دشمنى گرگ خبردار مىكند و نام آن قوّه واهمه است ) كه نه از جنس ملائكهى زمينى است ( يعنى حواسّ ظاهرى كه از حدّ معيّن تجاوز نمىكند ) تا از ادراك حقايق عقلى بكلَّى محروم باشد و بقهر و اجبار فرمانبرى كند و نه از جنس ملائكهى عالى آسمانى است كه خود عقل و ادراك كامل باشد تا بتواند حقايق و واقعيّات را به خوبى درك كند و با علم و محبّت فرمانپذير باشد بلكه جنّ بود و از قواى ارضى ملكوت سفلى كه در ميان ملائكهى آسمان و ملكوت اعلى تربيت شده تا آماده باشد براى فهم معانى جزئى و درك مطالب معنوى ساده و بتدريج تكميل شود و برسد بدرجهى فهم مطالب عالى كلَّى و اين قوّهى واهمه كه عمل او تشخيص رابطههاى جزئى است و فايدهى آن براى حيوان مثل فايدهى عقل است در انسان پس خوددارى او از فرمان بردن و سجدهى بآدم نافرمانى از حكم عقل است و تكبّر او همان تفوّق و برترى قوّهى واهمه است بر حواسّ ظاهرى و خلقت خاكى كه مشروط و محتاج بماده و مقدار هستند و علَّت نافرمانى از حكم عقل اين است كه بحدّ خود واقف نشد و نفهميد كه بايد بدرك معانى جزئى وابسته بمحسوس