حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

93

تاريخ قم ( فارسي )

گفتم ازيشان چه ميخواهد ، گفت ميخواهد كه اين طايفه را از وصيّى تو امير المؤمنين على عليه السّلام برگرداند و ايشان را با فسق و فجور خواند ، پس گفتم اى جبرئيل مرا بنزديك او بر جبرئيل عليه السّلام مرا بنزديك او برد به كمتر از درفشيدن برقى و گفتم او را كه اى ملعون برخيز و با طايفه مزجيه ملحده مشاركت كن در زنان و مالهاى ايشان كه اهل قم شيعهء من و شيعه وصى و پسر عمّ من على بن ابى طالباند عليه الصلاة و السّلام ، ديگر محمد بن ابى الحسين بن ابى الخطاب روايت مىكند از محمد بن الحسن الحضرمى و او از محمد بن بهلول ابى سلم عبدى و او روايت مىكند از ابى عبد الله عليه السّلام كه او فرمود كه خاك قم پاكيزه و مقدّسه است و اهل قم از مااند و ما از ايشانيم و چون يكى ازيشان كه مضطر و عاجز شده باشد و ببلاى مبتلا شده چون حقّ سبحانه و تعالى را بخواند البتّه او را اجابت كند و پيش ازيشان هيچ طايفهء و اهل شهرى را اين كرامت و فضيلت نبوده است و هيچ جبّارى و گردنكشى و ستمگرى بديشان قصد بدى نكند الَّا كه حقّ سبحانه و تعالى او را به آتش جهنم بسوزاند و ايضا باسانيد از ابى عبد الله الصّادق عليه السّلام روايتست كه او فرموده كه شهر قم شهر ما و شهر شيعهء ماست شهريست پاكيزه و مقدّسه و مطهّره و ولايت و دوستى ما و اهل بيت ما قبول كرده است هيچ جبّارى و ظالمى و سركشى بديشان قصد بد نكند و بديشان بد نخواهد الَّا كه حقّ سبحانه و تعالى برو بتعجيل عقوبت فرمايد مادام تا با برادران خود خيانت نكنند و نورزند ، چون ايشان خيانت كنند در حقّ يك ديگر و شعار و دثار خود سازند حقّ سبحانه و تعالى جبّاران و گردنكشان را بريشان مسلَّط گرداند بعد از آن فرمود كه اهل قم انصار و ياران قايم ما عليه السّلاماند و رعايت كنندگان حقوق ما پس سر مبارك سوى آسمان كرد و فرمود كه * ( الَّلهُمَّ اعْصِمْهُمْ من كُلِّ فِتْنَةٍ وَنَجِّهِمْ من كُلِّ هَلَكَةٍ ) * يعنى خداوندا پاكا منزّها اهل قم را از هر فتنه و بلا نگاه دار و ايشان را از هلاك رستگارى ده و برهان و از سعيد بن عبد الله بن ابى خلف روايتست كه او گفت كه حديث كرد مرا حسن بن محمد بن سعد از حسن بن على خزاعى و او از عبد الله سنان و او از ابى عبد الله عليه السّلام كه از وى سؤال كردند