حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

94

تاريخ قم ( فارسي )

و گفتند يا ابا عبد الله چون حقّ سبحانه تعالى اين امر و فرمان با شما رد كند يعنى چون قايم آل محمّد ظهور كند اهل جبال كجا باشند كه مادر بعضى از روايات خوانده‌ايم و شنيده‌ايم كه بعضى از شهرهاى جبل را خسف و نگونسار كنند امام عليه السّلام فرمود ويحكم واى بر شما در جبال موضعيست كه آن را بحر گويند شما از جبال ميپرسيد يا از بحر ، گفتند يا ابا عبد الله بحر كدام موضعست از مواضع جبال فرمود شهريست كه او را قم گويند ، او را گفتند يا ابا عبد الله بچه سبب بحر را قم نام نهاده اند ، امام فرمود سبب آنك قم معدن ماست كه اهل بيت رسوليم . فامّا رى واى بر رى از هر دو بال و طرف آن چه امن و سلامتى آن بسبب قم و اهل قم است ، گفتند يا ابا عبد الله دو جناح و طرف رى كداماند فرمود يكى بغداد است و يكى خراسان بتحقيق شمشيرهاى خراسان و شمشيرهاى بغداد برى به يكديگر رسند حقّ تعالى عقوبت بريشان تعجيل فرمايد و ايشان را هلاك گرداند پس اهل رى ازين سبب پناه با اهل قم دهند و اهل قم ايشان را جاى و مقام دهند و در ميان ايشان بامن و استراحت بنشينند و از قم بموضعى كه آن را اردستان گويند نقل كنند ، و هم از راوى روايتست كه او فرمود كه مردى از اهل بصره نام او عبد الواحد مرا حديث كرد و گفت كه از ابو وائل بن داود شنيدم و او از عبد الله الليثى كه او گفت حديث كرد مرا ثابت بتّانى از انس مالك كه او گفت كه من روزى بنزديك پيغامبر صلى الله عليه و آله و سلَّم نشسته بودم ناگاه امير المؤمنين على عليه السّلام در آمد پيغامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم او را گفت به من آى يا ابا الحسن و در بر گرفت او را و ميانهء هر دو چشم مبارك او بوسه نهاد ، پس فرمود يا على حقّ عزّ اسمه ولايت و محبّت و دوستى تو بر مجموع آسمانها و زمينها عرض كرد آسمان هفتم سبقت گرفت بولايت تو حقّ تعالى آن را بعرش كرامت كرد و محلّ عرش گردانيد و بعد از آن آسمان چهارم سبقت گرفت بولايت تو حقّ سبحانه و تعالى آن را به بيت المعمور مشرف و مكرّم گردانيد و بعد از آن آسمان دنيا پس حقّ سبحانه و تعالى آن را بدين قناديل درفشانده و مصابيح رخشنده مزين و مكرّم گردانيد و زمين مدينه را بقبول كردن ولايت و محبّت تو آن را بوجود من مكرّم گردانيد و كوفه را بوجود و حضور تو و بعد از آن زمين قم سبقت گرفت