حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

89

تاريخ قم ( فارسي )

آن نظر و فكر فرمود و آن را بشيز كه اوّلين موضعيست از مواضع آن ناحيت نقل كرد زيرا كه اين آتش بنزديك ايشان بغايت عظيم و محترم بوده است و در كتاب مجوس چنين يافته‌ام كه بر آتش آذرجشنسف فرشتهء موكّلست و ببركه همچنين فرشتهء است و بكوهى از ناحيت آن كه آن را سبلان گويند همچنين ملكى است و اين فرشتگان مأمورند بتقويت و تمشيت صواحب جيوش پس انوشيروان گفت مرا دست نميدهد كه آتش آذر جشنسف و آتش بركه بسبلان نقل كنم تا اين هر سه آتش به يك جا جمع شوند فامّا من آتش آذرجشنسف به آتش بركه نقل كنم تا هر دو ملك يك ديگر را معاونت ميكنند و امّا آتش زردشت آتشيست كه بناحيت نيشابور بوده است و آن را از آنجا نقل نكرده‌اند و از جملهء اصول آتشها بوده است و آن آتش كه مجوس در آن غلوّ كرده‌اند آتش آذرجشنسف است كه بمزدجان [ 1 ] بوده است و متوكلى چنين گويد كه يكى از مجوس كه آتش آذر جشنسف ديده بود مرا حديث كرد و گفت كه چون مزدك بر قباد غلبه كرد قباد را گفت وظيفه چنان است كه تو اين آتشها را باطل گردانى الَّا سه آتش را و اين ديگر آتش را بنزديك نقل كنى و همچنين مجوسى روايت كرد كه آتش آذرجشنسف از آتشكده بيرون آمد و به آتش ما جشنسف باذربيجان متّصل شد و بدان آميخته شد و چون او را بر مىافروختند آتش آذر جشنسف سرخ پيدا و ظاهر ميگشت و آتش ما جشنسف سفيد و اين گاهى مىبود كه پيه را دران مىانداختند و راوى ميگويد كه چون مزدك را بكشتند ديگر باره مردم آتشها را بجاى خود نقل كردند و آتش آذر جشنسف به آذربيجان نيافتند و همه اوقات تفحّص حال آن مينمودند و برابر آن ميرفتند تا معلوم كردند كه آن بمزدجان [ 2 ] مراجعت كرده است و بازگرديده پس همه اوقات بدين قريه اين آتشكده بوده است تا آنگاه كه بيرون تركى امير قم بدين ديه رسيد و بر باروهاى آن منجنيقها و عرادها نصب كرد و آن را در سنه ثمان و ثمانين و مأتين [ 3 ] بگرفت و فتح كرد و با روى آن خراب كرد و آتشكده را زير و زبر گردانيد و آتش را بنشاند و از آن روز باز آن آتش و آتشكده باطل گشت و ديگر آنجا آتشكده نبود و حكايت همدانى تا اينجا بود و نيز گويند كه مسلمانان در زمان خلافت عبد الملك بن مروان و والى و حاكم شدن

--> [ 1 ، 2 ] - خ ، ل : بفردجان ، [ 3 ] - 288 هجرى ،