حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

90

تاريخ قم ( فارسي )

حجاج بن يوسف بر عراقين بر اهل اين ديه خروج كردند و با ايشان محاربه كردند و اين ديه را مسخّر گردانيدند و در آتشكده بكندند و آن دو مصراع [ 1 ] بودند از طلا و آن را بركندند و به پيش حجاج بردند و حجاج آن را بمكّه فرستاد تا بر در كعبه در آويختند و الله اعلم ، و امّا آتش مهرين كه بناحيت قم بوده است بهرام جورسورين قمى را بفرمود تا آن را بخوزان نقل كرد چنانچ ما در فصل ششم آنجا كه بحث خوزان كرديم ياد كرديم و امّا آتش بشتاسف چنين گويند كه آن آتش آتشيست كه به نيمور بناحيت انار بوده است و امّا آتش ورّه بناحيت ورّه بوده است و آن را آتش ورّه گفته‌اند و بشتاسف ملك آن را نصب كرده است و ما شرح و ذكر آن در اخبار وره بن يندوست ياد كنيم انشاء الله تعالى . فصل هشتم از باب اوّل در ذكر اخبارى كه در فضيلت قم و نواحى و ساكنان آن آمده است و ذكر آفاتى كه بدين ناحيت رسيده اند ، ابو عبد الله فقيه همدانى در كتاب بلدان آورده است كه ابو موسى اشعرى روايت كند كه او از امير المؤمنين على عليه السّلام سؤال كرد كه سلامت ترين شهرها و بهترين موضعها چون فتن و محن و هرج و مرج ظاهر شود كدامست امام فرمود كه سلامتترين موضعها در آن وقت و زمان زمين جبل باشد چون خراسان بهم برآيد و ميان اهل جرجان و طبرستان حرب و كارزار واقع شود و سجستان خراب گردد و سلامتترين موضعها قصبهء قم باشد كه از آن انصار و ياوران كسى كه بهترين مردم است به پدر و مادر و جدّ و جدّه و عم و عمّه بيرون آيد و آن ناحيت [ را ] زهرا ميگويند و بدان كه آن ناحيت موضعيست كه جبرئيل عليه السّلام بدان فرود آمده است و آن آن موضع است كه از آن آبى بيرون آيد كه هر كسى كه از آن بياشامد از درد و رنج خلاص يابد و آن گل كه عيسى عليه السّلام از آن صورت شبپره ساخت و باد در وى دميد و او بقدرت خداى تعالى زنده شد و بپريد چنانچ حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد از آن حكايت مىكند درين آيت كه * ( وَيُعَلِّمُه الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ 3 : 48 ) *

--> [ 1 ] - گويا مقصود دولت باشد كه دو لنگه مرا دست ،