حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
77
تاريخ قم ( فارسي )
اصفهان و اشراف اهل بيت او و سرهنگان او را كشته بود و فرمود تا سرهاى ايشان در جوالها بنهاده و همراه وى مىآوردند چون بچشمهء نياستر رسيد آن چشمه را ديد كه آب از سر آن كوه ميجوشيد و بدامن آن فرو ميرفت پس چون بسيارى از آن آب پديد آمد و آن موضع را بغايت خوش يافت بفرمود تا بدان موضع نزول كردند و از آنك كسى از پس او آيد ايمن شد بعد از آن سر و تن بشست و مجلس شراب ساخت و بفرمود تا اسباب آن مهيّا كردند و مشتهيات از انواع لهو و لعب و اصناف اسباب طرب و فرح بمجلس خود دعوت كرد و حاضر گردانيد و بدين چشمه بنشست و با اصحاب شراب خورد و مجلس او را بانواع رياحين پر كردند افريدون گفت كه اين رياحين رياحين اصحاب حرب نيست و مناسب حال ايشان نيست پس فرمود تا آن سرها كه از اصفهان آورده بودند برابر او بنهادند و گفت به زبان عجم هرآئيند [ 1 ] خُرَن افرينان سر يعنى مجلس خود را بسرهاى شجاعان و دليران و ابطال بياراييد و ساخته گردآيند پس چند روز آنجا مقام كرد و بفرمود تا بر آن چشمه شهرى بنا كردند با آتشكده و آن شهر را نيانسر نام نهادند بسبب قول اردشير كه گفت هر هرآئيند خُرن افرينان سر پس تخفيف كردند و گفتند نياستر ، هر اسكان آن را افراسياب ملك ترك بنا كرده است آنگاه كه بر ايران شهر غالب شد و برو غلبه كرد ، هليل ، هليل بن قاسان آن را بنا كرده است ، اران آن را اران بن قاسان بنا كرده است ، انوشاباد اين ديه را از بهران بدين نام كردند كه يكى از اكاسره بدان ناحيت بگذشت بچشمهء كه آنجاست فرود آمد آن چشمه و موضع را خوش يافت بفرمود تا بدانجا ديهى بنا نهادند و انوشاباد نام كردند ، فين آن را بشتاسف بنا كرده در آن وقت كه با ارجاسف ملك ترك كارزار كرد و كاريزهاى آن ديه را باشارت جم ملك بيرون آوردهاند و بسيار آباند و اين ديه از قاسان اصفهانست ، آبروز هيثم روايت كند از عمر كسرى كه او گفت كه اين ديه را ويروز بن يزدجرد [ 2 ] بنا كرده است آنگاه كه روى بهياطله آورده بود و قصد ايشان كرد و اين ديه
--> [ 1 ] - خ ، ل : هراهيند ، [ 2 ] - فيروز بن يزدگرد ،