حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

74

تاريخ قم ( فارسي )

گفت به زبان فارسى كن مر يعنى اى مر عمل كن پس تيمره كبرى را از براى اين نام نهادند كه جم آن ديو را گفت كه كن مر پس آن ديو آن كوه را ببريد و آب روانه كرد و آب رودخانهء قم و رودخانه ويدهند بتيمره جمع شده است پس چنين گويند كه آن موضع كه آن ديو بريده است تا امروز ظاهر و روشن و معلوم است پس چون آب برفت و بقيّه از آنجا بيش نماند پشتكها در ميانهء آب پديد آمدند جم را گفتند كه آب باز خشكيد و بعضى زمين پديد آمد و آن پشتكها به زبان ايشان تهه تهه بود پس ناحيت اعلى از تيمرهء كبرى بنا نهادند و آن را طسوج تهق نام نهادند الى يومنا هذا و جم بفرمود مره را كه او برادر آن ديو بود كه نام او مر بود تا آب از تيمرهء صغرى بگرداند او بفرموده او چنان كرد پس نام نهادند كره مره [ كن مره ] پس اين هر دو رستاق را مرومره نام نهادند و آن هر دو دو برادرند از ديو ، راوى گويد كه فتح اين هر دو تيمره بجنگ بوده است بر دست احنف بن قيس بروايت قول عتاب امّا فتح معروف و مشهور آن بر دست ابو موسى اشعرى بوده است و احنف از امرا و محكومان او بوده است و گويند بقريه خميهن كه از قرى تيمره است مسجديست منسوب بابى موسى اشعرى چون نواحى اهواز و اصفهان را فتح كرد تيمرتين را نيز فتح كرد . دليجان به دليجان بن تيمر نام نهاده اند ، نيمور از حيازات انارست و آتشكدهء آن و آتش در آن بشتاسف ملك نصب كرده است و بر افروخته و آن را چندين اوقافست و گويند كه نميور سه برادر بنا كرده‌اند درونه و يزدانفست و ستيستاد و خفرهاد خواهر ايشان خفريده بنا كرده است و بنام خود نام نهاده و گويند كه خفرهاد بن سهره برادر سياران بنا كرده است و بنام خود نام نهاده و آن بنايى عجبست و تا اليوم قايم و محكم است و نقشهاى آن باقىاند گوئيا نقّاشان آن بامداد دران آمده‌اند و شبانگاه بيرون رفته و صحيح آنست كه آتشكدهء آن بشتاسف ملك بنا كرده است ، و بندهاد [ 1 ] ، بندويه بن سنفاد خال كسرى پرويز بنا كرده است چنانچ شرح و اخبار آن گذشت . قاسان ذكر قاسان اينجا ياد كردم بواسطه آنك بيشترين ضياع آن با حوز قم گرفته‌اند ابن مقفع گويد كه هر دو قاسانرا به دو قاسان پسران خراسان نام كرده‌اند

--> [ 1 ] - در دو نسخهء بدل ديگرى كه در حاشيه كتاب اصل ضبط شده است خفرهاد ،